طعمِ انگلیسی: تفاوت Login و Log in

احتمالاً بارها در ورود به شبکه‌های اجتماعی یا ورود به وب‌سایت‌های مختلف، واژه‌های Login و Log in را دیده‌اید. شاید بد نباشد کمی از تفاوت آنها با یکدیگر، بدانیم. از سویی دیگر، این مطلب، مقدمه‌ای است برای نوشتن مطلب بعدی که به فاصله‌ی کمی آن را قرار خواهم داد.

در فرهنگ واژگان Cambridge، برای واژه login  دو تعریف آورده شده است: 

1- a ​name that you ​enter in ​order to be ​able to use a ​computer ​system
 
2- a ​place on a ​screen that you ​click (= ​press) in ​order to ​start using a ​computer ​system
 
اگر بخواهیم به فارسی بیان کنیم تقریباً چنین چیزی است:
۱- نامی [مانند username و password] که به منظور استفاده از یک سیستم کامپیوتری وارد می‌کنید.
۲- با کمی اغماض، صفحه‌ای که به منظور ورود به سیستم، در مقابل کاربر قرار دارد.
البته در برخی جاها login و logon معادل هم استفاده می‌شوند و تفاوت‌های جزئی هم میان آن دو وجود دارد. اما login کاربرد بیشتری دارد.
همینطور در فرهنگ لغت Cambridge، واژه log in یا log on (تفاوتی قائل نشده) اینگونه بیان شده است:
 
to ​connect to a ​computer ​system by putting in a particular set of ​letters or ​numbers.
 
معادل فارسیِ آن که البته واضح است:
کانکت شدن (متصل شدن) به یک سیستم کامپیوتری با وارد کردن مجموعه‌ای از حروف و اعداد.
برخی میان log in و log on تمایز قائل می‌شوند که البته در محدوده‌ اصطلاحات فنی نیست. اما اگر خیلی کنجکاوید، ‌می‌توانید نگاهی به اینجا بیندازید.
 
اما تفاوت login و log in چیست؟
 
login اسم و گاهی صفت است و در همین جایگاه به کار می‌رود. برای نمونه: User login page
log in فعل است و در جایگاه فعل کاربرد دارد. برای نمونه: Log in to Facebook
 
جمع بندیِ
 
اگر بخواهم مثالی بزنم، در واقع صفحه‌ای که کاربر در آن اطلاعات کاربری (username و password) را وارد می‌کند، صفحه‌ی login نام دارد. پس از وارد کردن اطلاعات، کاربر روی گزینه‌ی log in کلیک می‌کند تا اطلاعاتِ وارد شده احراز هویت (authentication) شوند و در صورت صحت، او با موفقیت وارد سیستم می‌شود.
اگر بخواهیم یک مثال کاربردی برای درک بیشتر بزنیم، می‌توان این جمله را بیان کرد:
 
you log in to twitter using your login information.
 
پی نوشت: این خلاصه‌ای از تفاوت میان Login و Log in بود که امیدوارم مفید بوده باشد. یک بنده خدایی هم در این سایت کلی توضیح داده که login فعل نیست. شاید به دلیل اینکه در سال‌های گذشته برخی افراد -و اتفاقاً از بین انگلیسی زبان‌ها هم- این دو واژه را در جای غلط به کار می‌بردند یا می‌برند. شاید بد نباشد نگاهی هم به آن بیندازید: http://loginisnotaverb.com
۱۷ اسفند ۹۴ ، ۱۶:۰۰ ۰ دیدگاه موافقین ۰

کتاب هم عیدی مناسبی است

در میان انبوهی از کالاها، شاید یکی از بهترین‌ هدیه‌هایی که می‌توان در سال نو به یکدیگر عیدی داد، کتاب است. خیلی مهم نیست که شخصی که به او کتاب هدیه می‌دهید، کتاب را بخواند یا تنها به جرگه‌ی کتاب‌های خوانده نشده‌ی قفسه کتابخانه‌ی او، کتابی دیگر اضافه شود. شاید یکی از پیام‌های این کار، علاوه بر چرخیدن چرخه‌ی اقتصاد، و علاوه بر این که با خواندن کتاب دانسته‌ی جدیدی به دانسته‌های فرد اضافه می‌شود، این است که به ما یادآوری کند هنوز هم چیزی به نام کتاب وجود دارد و شاید هدیه دادن آن و دست به دست شدن آن و صحبت از آن و نگاه به آن، کمک کند تا جایگاه کمرنگ شده‌ی او در میانمان، کمی پررنگ‌تر از پیش شود. (استفاده از «او»، آگاهانه بود!)

در این نوشته قصد معرفی کتاب ندارم. بهتر است با توجه به فرد مورد نظر و اطلاعاتی که از او دارید، مانند سن، زمینه‌ی علاقه، تجربه‌ی پیشین کتابخوانی و فاکتورهای دیگر، کتابی مناسب برای او تهیه کنید. البته اگر اطلاعات زیادی ندارید، می‌توانید کتاب‌هایی را هدیه دهید که طبق تجربه، محبوبیت بالایی دارند و تقریباً برای تمام سنین مناسب هستند. برای نمونه، شازده کوچولوی اگزوپری، تنهایی پر هیاهوی بهومیل هرابال یا قلعه حیوانات اثر جورج اورول در این دسته جای دارند. (ترجیحاً به کودکان کتاب‌های مناسب با آنها هدیه دهید.)

پی نوشت: اگر مخاطب شما علاقه‌ی زیادی به کتابخوانی دیجیتال دارد، می‌توانید به گزینه‌هایی همچون Kindle هم فکر کنید!

۱۵ اسفند ۹۴ ، ۲۲:۴۰ ۱ دیدگاه موافقین ۰

گالری عکس: مرد تنهای شب

کاری از marsder

اگر marsder رو در اینستاگرام سرچ کنید، می‌تونید کارهاش رو در پروفایلش ببینید. کارهای خلاقانه و زیبایی داره. مدتی پیش که اینستا می‌رفتم کارهاش رو می‌دیدم. الان هم بدم نمیاد هر چند مدت یه نگاهی به پروفایلش بیندازم. فکر می‌کنم حداقل از دیدن سلفی‌ها و غذاها و مینیمال‌ خوانی‌های بی‌خاصیت خیلی جذاب‌تر و دیدنی‌تره.

پی نوشت: منظور از مینیمال در اینجا، جملات کوتاه از بزرگان، با تاثیر خیلی کوتاه مدت و غیر عمیق است. 

۱۰ اسفند ۹۴ ، ۰۰:۰۰ ۰ دیدگاه موافقین ۰

واژه‌های تمیز

چند روز پیش یکی از دوستانم ایمیلی برام ارسال کرد و درباره‌ی نگارش واژه‌ها پیشنهاد دوستانه‌ای داد. قسمتی از متن ایمیل که به این بحث مربوط می‌شه، به این صورت بود:

و البته یه چیزی هست که به من تذکر داده شده و من دوست دارم بهت بگم؛ حرف ی اضافه که استفاده می‌کنی... این کار از زبان فارسی کنار گذاشته شده؛ تو بیشتر موارد که می‌نویسیم، باید فقط یک کسره در نظر بگیریم. 
مثلا: تجربه‌ی عمیق => تجربه عمیق

در ادامه هم یک لیست از شیوه‌ی نگارش صحیح داده شد که در اینجا میتونید ببینید.

اما من از ایشون اجازه گرفتم تا بنا به ترجیحم، پاسخ رو در اینجا بیان کنم.

دوستِ عزیزم، از آنجا که من معمولاً زیاد مطالعه می کنم، اگر هیچ چیز هم از مطالعه نفهمم و اگر هیچ سودی هم نصیبم نشود و اگر فقط بنشینم به شکل و شمایل واژه‌ها نگاه کنم، تا حد زیادی نگارش واژه‌ها را فرا می­‌گیرم! این لیست‌­ها و امثال آن بیشتر برای کسانی مفید است که دغدغه­‌ی نمره گرفتن در درس املاء فارسی دارند. من چنین دغدغه‌­ای ندارم. برای منِ کم سواد، همین که الفبا را بدانم و بتوانم منظور و مقصود خود را به درستی بیان کنم، کاملاً کفایت می‌­کند.

اما نکته­‌ای که از نظر من مهم است و می‌­خواهم اینجا بیان کنم، این است که امروز، ما از مفاهیم دور نشسته‌­ایم و در بینِ ما، مفاهیم جای خود را به ظواهر داده­‌اند. ما بیش از هر چیز و پیش از هر چیز، علاقه داریم در دنیای ظواهر زندگی کنیم. ظاهر، مانند سدّی در جلوی ما ایستاده و جلوی ورود ما به دنیای مفاهیم را گرفته است. دنیایی که بسیار مهم­تر است، و اگر سودی هست، در آن دنیاست و نه در این دنیا. اشتباه نکنید. من از دنیا و آخرت صحبت نمی‌کنم. بلکه از دو دنیایی صحبت می­‌کنم که در این دنیا با آنها رو به رو هستیم.

برای نمونه فرض کنید در یکی از شبکه­‌های اجتماعی، شخصی یک بیت از سعدی را ناآگاهانه غلط بنویسد. (شبکه‌­های اجتماعی را مثال زدم زیرا تبدیل به خانه­‌ی اول بسیاری از افراد شده!) برای نمونه بنویسد:

گفتم این شرط آدمیت نیست

مرغ تسبیه گوی و ما خاموش

احتمالاً چیزی که من دیده­‌ام و شاید شما هم دیده باشید، این است که دیگر همه ملانقطی می­‌شوند! یکی می‌­نویسد تسبیه غلط است. تسبیح درست است. یکی دیگر می‌گوید، حالا این اشتباه از سعدی بوده یا از نویسنده؟ خلاصه اینکه، دیگر مفهوم اصلی که سحرخیزی است، گُم می­‌شود و جای خود را به مسائل دیگری می‌­دهد. مانند این که من به کَسی بگویم هلال ماه را نگاه کن، او به لوله بخاریِ ساختمان رو به رو که در مسیرِ ماه قرار دارد نگاه کند!

به کار بردن املای صحیح واژه‌­ها بد نیست و کسی هم مخالف آن نیست. اما اگر بخواهیم از زبان به صورت درست بهره ببریم، به کار بردنِ املای صحیح فقط یکی از عواملِ مطرح است. در حالی که موضوعات دیگر کمتر توجه می‌­شود. موضوعاتی که شاید اهمیت آنها فراتر از ظاهر واژه‌­ها باشد. برای نمونه، برخی به معنا و مفهوم واژه­‌ها و عباراتی که به کار می‌­برند، کمتر توجه می­‌کنند و اگر هم توجهی مطرح باشد، باز هم ترجیح می‌­دهیم آن را صرف ظواهر کنیم تا صرفِ مفاهیم. مثلاً، «دست زدن» با «کف زدن» تفاوت دارد ولی ما امروز آنها را به جای یکدیگر به کار می­‌بریم. دست زدن معادل «touch» و کف‌ زدن معادل «applaud» است. یا مثلاً برخی هیچ تفاوتی میان منظور و مقصود و هدف و غایت و مراد قائل نمی‌شوند! همانگونه که برخی میان goal و aim و purpose و objective و target و ambition هیچ تفاوتی قائل نیستند و همه­‌ی اینها را «هدف» اِنگاشت می‌­کنند.

البته دانستنِ این تفاوت­‌ها برای استفاده از زبان به منظور وراجی­‌های روزمره، یا به منظور اظهار فضل در اتوبوس و تاکسی و در جمع‌­ها، خیلی مهم نیست. همان جمع­‌هایی را می­گویم که در آنها از کورش و داریوش، تا داعش و فلستین و از اقتصاد و فرهنگ در اروپا، تا جامعه‌­شناسی و سیاست در ایران و از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب، به صورت ریزبینانه، دقیق و عمیق! مرور می‌­شوند و نتایج مهمی استنتاج می­‌شود و در نهایت هر کسی به سوی خود می­‌رود. اما دانستن ظرافت­‌های واژه­‌ها، در زبان علمی یا به منظور تفکر و تاملِ بهتر و شفاف اندیشیدن، مفید است و بایستی بین مفهوم واژه­‌ها تفاوت و تمایز قائل شد و به ظرافت­‌های آنها پی برد.

فراگیری تمام و کمالِ زبان با همه‌ی جزئیات، نیازمند مطالعه جدی و انرژی و زمان است. زمانی که محدود است و با اجازه، یا بی اجازه، سپری می شود! همان که سعدی می گوید:

نگه دار فرصت که عالم دمی است

دمی پیش دانا به از عالمی است

بنابراین درباره­‌ی زبان، برای من بیش و پیش از اینکه زمان و انرژی صرف کنم تا ببینم «آنها» درست است یا «آن ها»، «هم‌کار» درست است یا «همکار»، این مهم است که به مفاهیم توجه کنم. مثلاً این که «توسعه‌­یافته» را در جای درستِ خود به کار ببریم، بهتر از این است که تفاوت «پیشرفته» و «توسعه­‌یافته» را ندانیم و در جایی که باید از توسعه‌­یافته استفاده کنیم، از پیشرفته استفاده کنیم! آن هم به صورت صحیح. این موضوع از دیدگاه من (با سواد و دانش اندک)، به این معنی است که اثربخشی (effectiveness) را نادیده گرفته و به دنبال حداکثر کردن کارایی (efficiency) باشیم و بخواهیم کارِ غلط را به صورت درست و با ظاهر آراسته انجام دهیم. با کمی اغماض، خیلی فرقی نمی­‌کند بنویسیم شیوه یا بنویسیم شی­­­‌وِه! نمی­گویم این موضوع مهم نیست. اما برای من مهم‌­تر است که تفاوت «شیوه» و «رویکرد» و «روش» و «رویه» را بدانم. آنگاه method و instruction و procedure و  approche را تنها به معنای روش اِنگاشت (تلقی) نکنم.

بهتر است نگاهی به این متن بیندازید. این متن، اصول و ضوابط واژه گزینی است که فرهنگستان زبان و ادب فارسی آن را در سال 88 منتشر کرد. البته موضوع آن ارتباط چندانی با بحث من ندارد. اما اگر نگاهی به واژه‌­های استفاده شده در آن بیندازید، متوجه می‌­شوید که در کمتر از شش سال، یک لیست توسط یک دانشگاه دیگر منتشر شده (همان لیستی که در ابتدا قرار داده‌­ام) و در برخی موارد شکل دیگری از واژه­‌ها را پیشنهاد می‌کند. در این که کدام درست است، من نظری ندارم چرا که در این حوزه کارشناس نیستم. اما موضوع این است که من نمی‌­توانم هر روز یک لیست جدید جلویم قرار دهم و بگویم از فردا می‌­خواهم اینطور بنویسم. یک روز بگویند «همراه» و «همکار» درست است و روز دیگر بشود «هم‌­راه» و «هم‌­کار». و هیچ تضمینی نیست که فردا چیز دیگری نگویند و لیست دیگری منتشر نکنند. از طرفی پس از مدت‌­ها خواندن و نوشتن، برخی از آنها تبدیل به عادت می‌شود و به راحتی نمی‌توان از آنها دل کند! بنابراین، ناهماهنگی‌های نگارشی و ظاهری را در این وبلاگ، بر من ببخشید.

پی‌ نوشت: تمام آنچه در متن بالا گفته شد، به جز مواردی که منبع موثق ارائه شده، تنها دیدگاه شخصی است. و نه چیز بیشتر، و نه چیز مهم‌تر.

۰۸ اسفند ۹۴ ، ۰۰:۱۳ ۰ دیدگاه موافقین ۰

گالری عکس: آن سوی دَر

اثری از Kino Brod

۰۵ اسفند ۹۴ ، ۲۰:۰۱ ۰ دیدگاه موافقین ۰