مزایای اتومبیل‌های خودران

پیش‌کلام یک:

هفته‌ی گذشته دولت ایالات متحده برای اولین بار سیاست‌های مد نظر خود را در خصوص خودروهای خودران منتشر کرد. خودروهایی که قرار است خود، هم رَوَنده باشند و هم راننده. بر اساس این سیاست‌ها که توسط وزارت حمل و نقل امریکا تنظیم شده، کمپانی‌های سازنده‌ی این اتومبیل‌ها ملزم هستند پیش از ورود خودران‌ها به جاده و خیابان‌، 15 مورد از انتظارات ایمنی را در آنها برآورده کنند. 

در سایت نیویورک‌تایمز می‌توانید سیاست‌های اتومبیل‌های خودران و 15 نکته‌ را مطالعه کنید.

اما خواستم در اینجا، به برخی مزایای خودران‌ها که می‌توانند برای انسان و جامعه به همراه بیاورند اشاره کنم.

پیش‌کلام دو:

لازم به ذکر است که آنچه در ادامه می‌خوانید، تنها نظر شخصی من است و به هیچ روی ادعای کامل بودن، جامع بودن و درست بودن را ندارد. قطعاً می‌توان مزایای بیشتری را به این موارد افزود. همچنین، من در ذکر این مزایا، فضای جامعه‌ی ایران را در نظر گرفته‌ام و با همین پیش‌فرض، این موارد را ذکر می‌کنم.

پیش‌کلام سه:

شاید الآن که هنوز این اتومبیل‌ها وارد خیابان‌ها نشده‌اند، فکر کردن و سخن گفتن از مزایای آنها بهتر باشد تا بیشتر با آنها و فلسفه‌ی آنها آشنا شویم. شاید یکی از مزیت‌های فکر کردن به مزایای این اتومبیل‌ها در حال حاضر، این باشد که الآن آنها را بشناسیم نه اینکه وقتی آمدند و آنها را خریدیم، تازه پس از خرید به دنبال مزایای آنها باشیم. بارها دیده‌ام کسانی را که مدت‌ها از یک اسمارت‌فون استفاده کرده‌اند، و هنوز از کاربردهای آن اطلاع ندارند. یک بار شخصی به من گفت: «تو که زیاد از تلگرام و شبکه‌های اجتماعی استفاده نمی‌کنی. پس با موبایلت چه کار می‌کنی؟»

اصل کلام:

  • با توجه به آمار تصادفات در ایران، (+) و (+)، شاید یکی از بهترین مزایای اتومبیل‌‌های خودران‌، پایین آوردن میزان تصادفات و سوانح رانندگی باشد. برای نمونه تصور کنید در پشت فرمان نشسته‌اید و در عین خستگی، خواب‌آلودگی نیز به سراغتان می‌آید. آن وقت دو راه در پیش دارید. یا در کناری بایستید و کمی استراحت کنید و چرت بزنید. یا به مسیر خود ادامه دهید و به طور بالقوه یک سانحه‌ی رانندگی بیافرینید. اما اگر در یکی از این خودران‌ها نشسته باشید، می‌توانید در اتومبیل استراحت کرده، همچنان که به مسیر خود نیز ادامه می‌دهید. البته طبق توصیه‌ی شرکت‌‌های سازنده، شما در حین رانندگی‌ِ خودران‌ها نیز بهتر است همچنان حواستان به جاده و خیابان باشد. اما انتظار می‌رود با پیشرفته‌تر شدن آن‌ها نیاز به توجه مسافر از میان برود.

 

  • یکی دیگر از مزایای خودران‌ها، می‌تواند کم شدن میزان تخلفات رانندگی باشد. مانند سرعت غیر مجاز، عدم حرکت بین خطوط، توقف دوبله و غیره. فرض کنید راننده‌ای در حالی که هدایت یک وسیله‌ی یک تُنی را در دست دارد، برای لحظاتی تصمیم می‌گیرد سر در موبایل خود فرود آورد تا چک کند آیا در تلگرام پیام جدیدی دریافت کرده یا خیر. در جایی که خطاهای انسانی می‌توانند خطرناک باشند، خودران‌ها می‌توانند بسیار مفید واقع شوند.

شاید زمان آن رسیده که انسان، ناتوانی خود در استفاده از این ارابه‌ی چهارچرخِ آهنی را قبول نموده و وظیفه‌ی راندن آن را نیز به اهلش بسپارد.

  • یکی از مهم‌ترین مزایای خودران‌ها، کم کردن بار ترافیک و آلودگی هواست. قطعاً یکی از علت‌های ترافیک، عدم رعایت یک الگوی رانندگی مناسب و درست است. عدم حرکت بین خطوط یا توقف دوبله، خصوصاً در جاهای شلوغ، می‌تواند به ترافیک منجر شود. خودران‌های قابل برنامه‌ریزی (Programmable) می‌توانند با در اختیار داشتن الگوریتم‌های مسیر‌یابی بهینه، الگوهای رانندگی مناسب و برنامه‌ریزی درست، تا حد زیادی از ایجاد ترافیک جلوگیری کنند. همچنین خودران‌ها می‌توانند با دارا بودن الگوریتم‌های یادگیری ماشین (machine learning)، با رانندگی بیشتر و کسب تجربه‌های بیشتر، به مرور یاد بگیرند و عملکرد خود را بهتر و بهینه‌تر کنند.

 

  • خودران‌ها می‌توانند برای افرادی که تونایی رانندگی ندارند نیز بسیار سودمند باشند. افرادی که به هر علتی توانایی رانندگی کردن ندارند، می‌توانند با خودران‌ها رفت و آمد خود را بهبود ببخشند.

 

  • از مزایایی که خودران‌ها می‌توانند داشته‌ باشند، این است که افراد به جای اینکه زمانی از شبانه‌روز خود را صرف رانندگی کردن کنند، کارهای مهم‌تر خود را انجام دهند. فرض کنید در یک خودران نشسته‌اید و به جای اینکه درگیر رانندگی در خیابان‌های شلوغ باشید، به نوشتن می‌پردازید. یا به مطالعه‌. یا تنظیم قرار ملاقات‌هایتان. یا پرداختن به تماس‌های ضروری یا هر کار دیگری که می‌توانید در آن بازه‌ی زمانی به جای رانندگی کردن به آن بپردازید.

 

  • با خودران‌ها، محدودیت سنی برای رانندگی نیز می‌تواند برداشته شود. یا لزوم به داشتن گواهینامه می‌تواند از بین برود. هر شهروندی می‌تواند برای رفت و آمد از آنها استفاده کند. زیرا رانندگی بر عهده‌ی او نیست. البته استفاده از خودران‌ها تا به این مرحله برسد، ممکن است زمان نسبتاً زیادی ببرد. اما تصور روزی که قوانین رانندگی به این مرحله رسیده‌ باشد، اصلاً سخت نیست.

اینها تنها شماری از مزایایی بود که خودران‌ها می‌توانند برای ما به همراه بیاورند.

اما یکی از چالش‌هایی که پیش روی اتومبیل‌های خودران‌ است، چالش اخلاق (ethical dilemma) و گرفتن تصمیم‌‌های اخلاقی (ethical decisions) است. این که انتخاب‌هایی در مواقع اضطراری پیش روی خودران قرار می‌گیرد و آنها باید لاجرم یکی را انتخاب کنند.

مثال‌های زیادی در این زمینه مطرح شده. من یک مثال می‌زنم.

فرض کنید یک خودران در بزرگراه در حال حرکت است. ناگهان یک انسان در جلوی خودران ظاهر می‌شود. خودران در این لحظه باید تصمیم بگیرد. چهار حالت وجود دارد:

مسیر را ادامه دهد و به آن فرد برخورد کند.

توقف کند. فرض کنید با محاسبه به این نتیجه می‌رسد که می‌تواند توقف کند و به فرد برخورد نکند.

به سمت چپ برود تا به فرد برخورد نکند.

به سمت راست برود تا به فرد برخورد نکند.

اما مسئله به این سادگی نیست. فرض کنید در آن شرایط، اگر توقف کند، خودروی پشت‌سری با سرعت به او برخورد می‌کند و ممکن است جان سرنشین خودران به خطر بیفتد.

اگر سمت چپ برود، با گاردریل برخورد می‌کند و احتمال واژگونی یا آسیب رسیدن به سرنشین وجود دارد. ضمن اینکه برخورد با گاردریل نقض قانون هم محسوب می‌شود و یکی از وظایف خودران، عدم نقض قانون است.

اگر هم سمت راست بیاید با خودروی سمت راستی برخورد می‌کند و احتمال آسیب رسیدن به سرنشینانِ هر دو اتومبیل وجود دارد.

اگر هم مستقیم برود جان فرد رو به رویی در خطر است.

به نظر شما کدام یک را باید انتخاب کند؟ بالاخره جان یک فرد به خطر می‌افتد. آن شخص کدام یک باشد؟

شاید اگر خودران بتواند میزان خسارت هر کدام از پیشامدها را پس از اتفاق افتادن تخمین بزند یا پیش‌بینی کند، بهتر بتواند تصمیم بگیرد که چه کار کند. اما هر تخمینی هم که بزند، بالقوه است و ممکن است طور دیگری بشود و پیامد آن برخورد، اتفاق بدتری باشد.

برای نمونه ممکن است خودران، وضعیت بهتر را در برخورد به گاردریل ببیند. اما ممکن است در اثر برخورد، واژگون شود و در اثر واژگونی به اتومبیل دیگری برخورد کند و تصادف زنجیره‌ای اتفاق بیفتد و اوضاع خراب‌تر شود.

میان‌کلام: در همین میان، یک سوال اخلاقی دیگر: آیا خودران باید بین جان سرنشینِ خود و دیگران، اولویت قائل شود؟ شاید پاسخ به این سوال در ابتدا مشکل نباشد. اما یک لحظه به این فکر کنید که اگر شما راننده‌ی یک اتومبیل باشید و یکی از بستگانِ نزدیک شما هم در آن، و ناگهان دو عابر بر سر راه شما ظاهر شوند، شما حاضرید خودروی خود را به گاردریل برخورد دهید تا جان آن دو محفوظ بماند؟ در حالی که امکان آسیب دیدگی خودتان و بستگانتان وجود دارد.

با تمام چالش‌های مطرح، خودران‌ها در آینده‌ی نه چندان دور در خیابان‌ها خواهند بود و با زندگی انسان‌ها گره خواهند خورد. و احتمالاً راه‌حل‌های مناسبی برای چالش‌های آنها پیدا خواهد شد که البته تا امروز نیز تلاش‌های بسیاری شده و می‌شود. و فراموش نکنیم که خودران‌ها، توانایی دارند خودشان یاد بگیرند و از آن در تصمیم‌های آینده‌ی خود استفاده کنند.

۰۵ مهر ۹۵ ، ۱۱:۲۹ ۰ دیدگاه موافقین ۰

استریوتایپ و بحث‌های پراکنده

در کنار برخی آدم‌ها که می‌نشینی، حالت خوب می‌شود. در کنار آنها، با شنیدن صدای آنها، با خواندن سخنان آنها، با دیدن رفتار آنها، خوب می‌شوی. چون خوبند. یک روز در سخنان دکتر الهی قمشه‌ای تعبیر زیبایی شنیدم. تعبیر کوک و ناکوک را برای انسان‌ها به کار می‌برد. این تعبیر را دوست دارم. بعضی‌ها حرفشان، رفتارشان، کوک است. با آنها، آدم کوک می‌شود. اما، وای به روزی که در کنار کسی بنشینی که کوک نباشد. تو را هم ناکوک می‌کند. اصلاً تمام تنظیمات آدم را به هم می‌ریزد.

من معمولاً تلویزیون نگاه نمی‌کنم. این معمولاً که گفتم، یعنی تقریباً ۹۹ درصد مواقع. آن یک درصد هم اتفاقی. جایی رفته باشم یا چشمم بیفتد. شبکه‌های داخل و خارج هم فرقی نمی‌کند.

مدتی پیش، در شرایطی از همان یک درصدها، لحظاتی مشغول تماشای برنامه‌ای شدم که ظاهراً در باره‌ی حوادث رانندگی و بحث‌های مرتبط بود. مجری برنامه برگشت گفت: «خب. با هم برویم به چند تا از حوادث رانندگی نگاهی بیندازیم که البته خداروشکر برای کشور ما نیست و در کشورهای دیگه اتفاق افتاده.» و خداروشکر را هم که گفت گل از گلش باز شد.

حالم را خراب کرد. حدس می‌زنم آن لحظه، خدا هم از آن «شکر» حالش بد شد! حالم در کنار این افرادِ به ظاهر دوست که ادعای هم‌وطنی و هم‌زبانی می‌کنند بد می‌شود. افرادی که مسائل پیش‌ پا افتاده را فرصتی برای چرب‌زبانی خود قرار می‌دهند و خیلی هم به آن مفتخرند. افرادی که انسان‌ها را مانند میوه، سوا می‌کنند و هر کدام را به بخشی پرتاب می‌کنند و برای هر بخش ارزش و مرتبه و منزلت متفاوتی می‌گذارند.

آن‌جا یاد سخن مولانا افتادم:

ای بسا هندو و ترک همزبان

ای بسا دو ترک چون بیگانگان

پس زبان محرمی خود دیگرست

همدلی از همزبانی بهترست

و من چه‌قدر خودم را با او بیگانه یافتم. کاش آن مجری می‌دانست، در حالی که احتمالاً منِ هم‌زبان را نیز هم‌وطن خود می‌داند، و خودی می‌پندارد، دل‌های ما فرسنگ‌ها با هم بیگانه است و من حاضرم یک خرمگس را که در کیلومترها دورتر – یا به قول همان مجری در کشور دیگر – در حال بال زدن است، هم‌وطن و دوست خود بدانم، اما حاضر نیستم با او هم‌وطن باشم. چرا که شاید آن خرمگس با من هم‌دل‌ باشد، اما آن مجری قطعاً نیست.

احتمالاً با این رفتارهای استریوتایپی زیاد رو به رو شده‌ اید و شاید تاکنون خودتان نیز از این رفتارها داشته‌اید. من هم زمانی هر چند ناآگاهانه رفتار استریوتایپی داشته‌ام. اما خوشحالم که لااقل تریبون و رسانه‌ی بزرگی در دستم نبوده که آن را جار بزنم. و خوشحالم که در تقسیم‌بندی افراد در ذهن من، فاصله، محل زندگی، رنگ پوست و موارد مشابه، فاکتور محسوب نمی‌شود.

و اگر صادقانه‌تر بخواهم بگویم، در تقسیم‌بندی جانداران در ذهن من، تعداد دست و پا و انگشت و ظاهر و بال داشتن یا نداشتن و صحبت‌کردن یا جیک‌جیک کردن یا میو میو کردن یا اَر اَر کردن یا پارس کردن، هیچ‌کدام فاکتور مهمی محسوب نمی‌شوند.

گاهی می‌شود که بین یک انسان و یک گاو، گاو را به خود نزدیک‌تر و آن انسان را به خود دورتر می‌بینم. و گاهی هم انسان را نزدیک‌تر و گاو را دورتر می‌بینم.

واضح است که منظورم از دوری و نزدیکی، فاصله‌ی مکانی نیست. فاصله‌ی زمانی هم نیست.

البته در حالت اول، ممکن است این‌طور انگاشت شود که چون من گاو را به خود نزدیک‌تر می‌بینم، پس من مانند گاو هستم. البته ایرادی در این برداشت نیست. من گاهی در مقایسه‌ی خودم با گاو، نتیجه می‌گیرم که سودمندیِ او از من بیشتر است. بنابراین اگر هم من مانند گاو باشم، باعث افتخار است. زیرا کلی فایده دارم و البته، با تلاش و کوشش بیشتر می‌توانم به «آدمیّت» نزدیک شوم. اما در حالت دوم، که گاو را دورتر و انسان را به خود نزدیک‌تر می‌یابم، باز به این معنا نیست که ما از او بالاتریم. ممکن است او از ما بالاتر باشد، و دورتر.

اینها را گفتم تا بگویم ما موجودات که نام انسان رویمان گذاشته‌اند، خونمان از سایر موجودات رنگین‌تر نیست. چه برسد که در میان خودمان، خون کسی از دیگری رنگین‌تر باشد. اگر هم جایی کسانی مانند سعدی آمده‌اند و حرف‌هایی زده‌اند، خیلی به خودمان نگیریم. اگر هم سعدی آمده گفته:

که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت

می‌دانسته چه می‌گوید. می‌دانسته که مقام آدمیت یعنی چه. از مقام سخن گفته. نه از یک موجود دو پا و دو دست. اما کسانی مانند من که سخن او را شنیدند، خیلی به خود گرفتند. خیلی خود را جدی گرفتند.

برای تفکر: احتمالاً برایتان پیش آمده که شخصی در حال صحبت کردن با شما بگوید: «فلانی معلوم نیست از کدام دهات آمده که...» یا «فلانی معلوم نیست از پشت کدام کوه آمده که...» و سپس ناراحتی و احساس خود را ابراز کند. یا شاید هم خودتان گوینده‌ی این جملات بوده‌اید. چیزی که نمی‌توانم بفهمم، این است که این احساس «خود برتر بینی» و «دیگران پست‌تر بینی» از کجا می‌آید؟

نمی‌خواهم بگویم جایی به نام دهات وجود ندارد. به هر حال در تقسیم‌بندی نواحی، نام منطقه‌ای را هم گذاشته‌اند روستا یا «دِه». اما وقتی کسی می‌گوید «فلانی معلوم نیست از کدام دهات آمده ...» و احتمالاً پس از آن می‌خواهد به یک نکته‌ی منفی در او اشاره کند، چه معنایی می‌دهد؟ آیا به این معنی نیست که در نگاه آن فرد «هر کسی مرتکب خطایی شود، لزوماً باید از یک دهات آمده باشد» یا «هر کس اهل دهات باشد، مرتکب خطا می‌شود»؟ دیدگاهی که یک ویژگی را به یک کل نسبت می‌دهد.

این که ریشه‌ی این دیدگاه دقیقاً کجاست، نمی‌دانم. اما حدس می‌زنم حاصل یک خودپسندی و خود برتر بینیِ بی‌موردِ بورژوازانه باشد. یا چیزی از آن جنس. که موجب شده بعدها، برخی از همین خود برتر بین‌ها، از واژه‌ی «دهاتی» به عنوان صفت منفی علیه دیگران استفاده کنند. یا برخی دیگر به عنوان فحش. ریشه‌ی آن هر چه بوده، تکبر و خودپسندی درون‌مایه‌ی آن بوده.

آنچه برایم واضح است این است که داشتن چنین نگاه‌های استریوتایپی، آن هم در روزگاری که فرصت آگاهی و دانستن برای همگان برابر است، نه تنها عقب ماندگیِ فرد را ثابت می‌کند، بلکه او را عمیق‌تر و شدیدتر در چاهِ بلاهت فرو می‌برد. در روزگاری که تکنولوژی، مرزهای جغرافیایی را اگر نگوییم از بین برده، بسیار کمرنگ کرده و می‌کند، قضاوت انسان‌ها بر اساس محل زندگی آنها، قضاوتی متحجرانه و پوچ محسوب می‌شود. قضاوتی که مدت‌هاست جز در مزبله‌ی تاریخ، جای بهتری برای آن وجود ندارد.

بعداً نوشت) در صورت تمایل، می‌توانید ادامه‌ این مطلب را در اینجا بخوانید.

۲۵ شهریور ۹۵ ، ۱۹:۲۳ ۰ دیدگاه موافقین ۰

ای آزادی

ای آزادی

بگذار دیگران به تو ایمان نداشته باشند

اما من تا واپسین دم به تو مومن خواهم ماند

«والت ویتمن»

پی‌نوشت یک) آزادی، از واژه‌هایی‌ست که هر کس در هر شرایطی و به فراخور حالش، برداشت و تعریف متفاوتی از آن دارد.

پی‌نوشت دو) عکس از Doriano Solinas

۲۱ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۱۰ ۰ دیدگاه موافقین ۰

گالری عکس: خانه هست، اما صاحب‌خانه..

جوجه‌تیغی است. البته بود. الآن فقط تیغ‌ها مانده‌اند؛ و خانه‌ای که دیگر معلوم نیست از چه باید محافظت کند.

۱۷ شهریور ۹۵ ، ۱۸:۴۵ ۰ دیدگاه موافقین ۱

گزارش تغییرات وبلاگ

مدتی بود به دنبال فرصتی برای عوض کردن قالب وبلاگ بودم. قالب قبلی یه نقصان داشت. و اون این بود که واکنش‌گرا (responsive) نبود. در نتیجه چه در موبایل، چه تبلت و چه کامپیوترهای رومیزی به یک شکل نمایش داده می‌شد. بنابراین کسی که برای نمونه از طریق لپ‌تاپ وبلاگ رو میدید، شاید مشکلی نداشت. اما در اسمارت‌فونی با صفحه‌ نمایش ۴ اینچی، ظاهر جالبی نداشت. نه به لحاظ زیبایی. که البته اون هم – به قول دوستان UX ای – مهمه. بلکه بیشتر به لحاظ سختی در خواندن.

مزیت قالب‌های واکنش‌گرا یا ریسپانسیو اینه که در هر وسیله، متناسب با اندازه‌ی صفحه‌ نمایش اون وسیله – به ویژه عرض صفحه – به نمایش در میان. در نتیجه در اسمارت‌فون‌ها که صفحه‌ نمایش کوچکتری نسبت به لپ‌تاپ‌ دارند، برخی از جزئیات ظاهری وب‌سایت حذف میشه یا به شکل دیگری نمایش داده میشه تا ظاهر مطلوب‌تری به کاربر نشون داده بشه. یا به قول گوگل، ظاهر فرندلی‌تری (friendly) داشته باشه. کسانی که در زمینه سئو فعالیت می‌کنن می‌دونن که گوگل در آپریل 2015 الگوریتم Mobilegeddon رو آپدیت کرد که تاثیر اصلی این آپدیت، اولویت دادن در نتایج جستجو به وب‌سایت‌هایی هست که بر روی اسمارت‌فون‌ها به خوبی نمایش داده می‌شن.

یه تغییر دیگری هم که انجام شد، تغییر نام وبلاگ بود. از خودمانی، به خودِمَنی. زمانی که در حال خریدن دامین بودم، با عنوانی که در ذهنم بود، یعنی خودمانی، خریدم. اما چند روز بعد، «خودِمَنی» به ذهنم رسید و احساس کردم خیلی به چیزی که می‌خواستم نزدیک‌تره و دوست‌تَرِش دارم.

۰۹ شهریور ۹۵ ، ۰۹:۳۸ ۰ دیدگاه موافقین ۱