توضیحاتی درباره‌ی مطالب «طعم انگلیسی»

خواستم توضیح مختصری درباره‌ی مطالبی که با عنوان طعم انگلیسی منتشر می‌کنم، بدهم. تا مطالبی که با این عنوان منتشر می‌شوند، شفاف‌تر باشند و شاید درک و استفاده‌ی بهتری از آنها بشود.

پیش‌کلام:

اگر از اساتید زبان انگلیسی بپرسید، برای یادگیری واژه‌های انگلیسی، قطعاً واژه‌نامه‌های «انگلیسی-انگلیسی» را به «انگلیسی-فارسی» ترجیح می‌دهند. قطعاً یادگیری عمیق‌تر و درست‌تر یک واژه، با مراجعه به واژه‌نامه‌ی انگلیسی-انگلیسی اتفاق می‌افتد. اگرچه این کار در ابتدا سخت و دشوار به نظر می‌رسد و همچنین زمان و انرژی بیشتری را می‌طلبد، اما پس از مدت، دیگر تبدیل به عادت می‌شود و مزایای بیشتری را به همراه می‌آورد.

یکی از مزایای آن این است که چشم‌ها به واژه‌های انگلیسی عادت می‌کنند و ترس مواجه شدن با متون انگلیسی از میان می‌رود. مزیت دیگر آن این است که در حین دیدن معنای یک واژه، ممکن است به واژه‌های تازه‌ای برخورد کنید و آن‌ها را هم یاد بگیرید. بنابراین، یادگیری بهتر زبان انگلیسی، با مراجعه به منابع انگلیسی صورت می‌گیرد.

اصل کلام:

طعم انگلیسی که در اینجا منتشر می‌شود، چیست؟

من تصمیم گرفتم در اینجا به یکی از موضوعات خاص در یادگیری و تسلط بر واژه‌ها، یعنی بررسی تفاوت میان برخی واژه‌ها و اصطلاحات بپردازم.

این کار برای چه انجام می‌شود؟

بسیار دیده‌ می‌شود که دو واژه، ظاهراً معنای کاملاً یکسان دارند، اما در باطن تفاوت‌هایی بین‌ آن‌ها وجود دارد و یا هر کدام از آنها کاربرد خاص خود را دارند.

برای نمونه، به دو واژه‌ی contrast و conflict توجه کنید. ظاهراً معنای هر دو، «تضاد» است. اما آیا تفاوتی بین این دو واژه وجود ندارد؟

تسلط بر واژه‌ها، باعث درک بهتر و عمیق‌تر متونی می‌شود که به زبان انگلیسی مطالعه می‌کنیم. همانطور که در زبان فارسی هم هرچه به واژه‌ها مسلط‌تر باشیم، درک بهتری از متون پیدا می‌کنیم. ضمن اینکه تسلط بالا بر واژه‌ها، در صحبت کردن و نوشتن نیز کمک بسیاری به ما می‌کند.

طعم انگلیسی تا چه اندازه برای من سودمند است؟

مطالب با عنوان  «طعم انگلیسی»، همان‌طور که از نام آن پیداست، فقط دربرگیرنده‌ی طعمِ انگلیسی هستند. بنابراین به آنها به چشم غذای اصلی نگاه نکنید. بلکه به چشم مقدار کمی غذا نگاه کنید که قرار است فقط طعم آن را بچشید و مزه مزه کنید. زیرا همان‌طور که گفتم، تسلط بر انگلیسی، مستلزم مراجعه‌ی مستقیم به منابع انگلیسی است.

بنابراین، ذکر دو نکته مفید است:

1- در اینجا قصد من ارائه‌ی واژه‌نامه نیست.

2- طعم انگلیسی، فقط چشیدن و چشاندن طعم است. خوراک و غذای اصلی نیست.

چرا به زبان فارسی؟

برای شروع به یادگیری تفاوت برخی واژه‌ها، توضیحات را به زبان فارسی ارائه می‌دهم. اما، منابع تمام توضیحاتم را که قطعاً به زبان انگلیسی هستند، قرار می‌دهم تا با مراجعه و خواندن آنها، خواننده درک عمیق‌تری پیدا کند. ضمن اینکه، جدا از توضیحات به زبان فارسی، از مثال‌های متعدد انگلیسی استفاده می‌کنم تا درک بهتری صورت گیرد.

کدام تفاوت‌ها را در اینجا منتشر می‌کنم؟

تفاوت‌های میان برخی واژه‌ها که تا به حال در فضای وب فارسی منتشر نشده‌اند. در واقع، پیش از تدوین هر درس، وب‌سایت‌های فارسی را چک می‌کنم و در صورتی که تا به حال کسی به آن نپرداخته بود، من مسئولیت آن را بر عهده می‌گیرم.

پی‌نوشت)با مراجعه به دسته‌بندی موضوعات در سمت چپ صفحه، می‌توانید به مطالب طعم انگلیسی دسترسی‌ پیدا کنید. به امید اینکه در آینده بتوانم مطالب بیشتری با این عنوان منتشر کنم.

۰۷ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۱۱ ۰ دیدگاه موافقین ۱

حریم خصوصی افراد در دنیای دیجیتال

یکی از بحث‌هایی که با ظهور و توسعه‌ی تکنولوژی دیجیتال اهمیت پیدا کرده، یا شاید هم باید گفت اهمیت خود را از دست داده، «حریم خصوصی» افراد است. بارها شاهد نقض این حریم خصوصی به صورت‌های گوناگون بوده‌ایم.

تقریباً روزی نیست که خبری درباره‌ی نقض حریم خصوصی افراد در دنیای دیجیتال یا فاش شدن اطلاعات از سرویس‌های اطلاعاتی نبینیم و نشنویم. این موضوع، حتی به اسم و رسم شرکت‌ها هم رحم نمی‌کند. خواه فاش شدن پسورد ۳۲ میلیون کاربر توییتر باشد، خواه فاش شدن پسورد ۱۱۷ میلیون کاربر در لینکدین، و خواه لو رفتن اطلاعات چندین میلیون کاربر از یکی از بزرگترین اپراتورهای کشور.

در این‌باره سوالاتی مطرح است که البته مبهم به نظر می‌رسند.

آیا امروز حریم خصوصی در دنیای دیجیتال وجود دارد؟

آیا امروز حریم خصوصی در دنیای دیجیتال معنا دارد؟

مسئول حفظ و حراست از اطلاعات خصوصی کاربران چه کسی است؟

و سوالاتی از این دست که ساعت‌ها بحث و بررسی می‌طلبد. در سوال اول و دوم، در نگاه من، وجود داشتن و معنا داشتن، دو مقوله‌ی جدا هستند و به عمد دو سوال جدا مطرح کردم. و اِلا قصدم طولانی‌تر شدن مطلب نبود. شاید بهتر باشد مثالی بزنم.

یک شبکه‌ی اجتماعی، تمام سیاست‌های حریم خصوصی کاربران را اندیشیده و تمهیداتی را نیز پیاده سازی کرده است. تمهیداتی از قیبل استفاده از پسوردهای قوی، احراز هویت دو مرحله‌ای (two factor authentication)، امکان خصوصی (Private) کردن حساب کاربری و چیزهای دیگر. حالا کاربری به نام «محمدرضا»، از تمامی این امکانات استفاده می‌کند تا حریم خصوصی او محفوظ باقی بماند. او تنها به افراد مشخصی اجازه‌ی دیدن اطلاعات حساب کاربری خود را می‌دهد و حالا شادمان است از اینکه همه چیز برای او امن است. تا اینجا ممکن است به این نتیجه برسیم که حریم خصوصی در این سیستم وجود دارد. یا بهتر بگویم، امکانات آن در سیستم تعبیه شده و وجود دارد. محمدرضا به فردی به نام A که دوست اوست، اجازه‌ی دسترسی و دیدن اطلاعات خود را می‌دهد. حال تصور کنید فرد A، در کنار یکی از دوستان خود، مثلاً فرد B می‌نشیند و به تصاویر، فیلم‌ها و اطلاعات محمدرضا نگاه می‌کند. محمدرضا فرد B را نمی‌شناسد. و حتی ممکن است نخواهد اطلاعاتش را او ببیند. حالا می‌توانید این قضیه را به صورت کلی‌تر در نظر بگیرید. مثلاً فرد A و C و D و غیره که دوستان مححمدرضا هستند، هر کدام در کنار دوستانشان بنشینند و به تماشای اطلاعات محمدرضا بپردازند. حالا می‌توانیم بهتر به این سوال فکر کنیم: آیا حریم خصوصی در این سیستم معنا دارد؟

با شواهد و قرائن موجود، شاید این دیدگاه خیلی غیرمنطقی به نظر نرسد: هر کسی قصد قرار دادن اطلاعات خود در فضای دیجیتال را دارد، باید با این پیش‌فرض اطلاعات خود را قرار دهد که همه‌ی افراد در دنیا، آن فیلم، عکس، متن و غیره را می‌بینند. اگر کاربر توانست این پیش‌فرض را بپذیرد و آن را در ذهن خود هضم و جذب کند، آنگاه اطلاعات خود را در این فضا قرار دهد.

به نوعی می‌توان گفت که قبل از هر چیز و هر کس، خود کاربران (صاحبان اطلاعات) مسئول حفظ و حراست از اطلاعات حساس خود هستند. شاید گفته‌ی زیبای «خیام» این را به ما یادآوری کند:

هر راز که اندر دل دانا باشد

باید که نهفته‌تر ز عنقا باشد

کاندر صدف از نهفتگی گردد در

آن قطره که راز دل دریا باشد

شاید من خیلی نا امید کننده در این باره صحبت کردم. اما نه به این خاطر که من به تکنولوژی ایمان ندارم. من به تکنولوژی ایمانِ کامل دارم. تاکید می‌کنم: «ایمانِ کامل». اما، به همان اندازه به خطاهای انسانی هم ایمان دارم. خطاهایی که در حین توسعه‌ی تکنولوژی نمایان می‌شوند. عمده (اگر نگوییم همه) خطاهایی که ما در دنیای دیجیتال شاهد آن هستیم – در اینجا مشخصاً منظورم خطاهایی که منجر به نقض حریم خصوصی می‌شوند است –  خطاهای انسانی هستند. آنها گاه خطاهای فنی هستند که در خلال توسعه‌ی سیستم‌ها از سوی توسعه‌دهندگان ایجاد می‌شوند، مانند انواع باگ‌ها و آسیب‌پذیری‌های نرم‌افزاری (software vulnerability) و سخت‌افزاری، و گاه خطاهایی هستند که به طور مستقیم یا غیر مستقیم به نیروی انسانی باز می‌گردند. مانند نفوذهایی که با استفاده از مهندسی اجتماعی (Social Engineering) صورت می‌گیرند.

گاوین واتسون، در کتاب مهندسی اجتماعی توضیح می‌دهد که چگونه با تکنیک‌های مهندسی اجتماعی می‌توان افراد را فریب داد تا اطلاعات مورد نیاز را آشکار کنند و هکرها و نفوذگران به اطلاعات مورد نیاز خود دسترسی پیدا کنند. او توضیح می‌دهد که چرا عامل انسانی، می‌تواند در ایجاد ضعف در امنیت سیستم‌ها بسیار موثر باشد. قسمتی از این کتاب را با هم مرور می‌کنیم:

چرا سازمان‌­ها بودجه امنیتی را روی نواحی اشتباه سرمایه­‌گذاری می­کنند؟ زیرا زمانی که مهاجم یک شیشه را می‌­شکند، راه‌حل ساده است. اجرای یک راه‌حل فیزیکی مانند پنجره محکم­‌تر. اما، زمانی که یک مهاجم، کارمندی را به منظور آشکار کردن اطلاعات فریب می‌­دهد، یا زمانی که به مهاجم، اجازه دسترسی به نواحی محدود شده داده می‌­شود [به صورت ناخودآگاه] ، دیگر راه حل مشخصی وجود ندارد. مسئله این است که آسیب‌پذیری‌های امنیت فیزیکی، نهادها و موجودیت­‌های ملموس هستند. آنها می‌­توانند به صورت مستقیم حل و فصل شوند. اما، حفره‌­های امنیتی مهندسی اجتماعی، غیرملموس هستند. مانند روش­‌هایی که با ماهیت و طبیعت انسان سر و کار دارند و از طبیعت انسان سوء استفاده می­‌کنند. اغلب کسب­ وکارها با روش­ها و راه‌حل­‌های برخورد با مسائل امنیتی غیرملموس، نا آشنا هستند.

 

اطلاعات حساسِ ذخیره شده بر روی یک سیستم، هرگز به صورت کامل نمی­‌تواند امن باشد. به منظور کاوش مفهوم کاربران آسیب‌­پذیر، اجازه دهید فرض کنیم که یک پایگاه داده اختراع شده که کاربران غیر مجاز نمی‌­توانند در آن نفوذ کنند. همچنین نفوذگران هر چه قدر تلاش کنند، قادر نخواهند بود به این پایگاه داده نفوذ کرده و به اطلاعات دسترسی پیدا کنند. بنابراین حمله کردن به این پایگاه داده به صورت مستقیم، فایده­‌ای نخواهد داشت. پس به جای حمله کردن به طور مستقیم به پایگاه داده، تنها رویکرد این است که به موجودیت‌­هایی که با پایگاه داده تعامل دارند، حمله شود. [مانند اشخاصی که از سیستم استفاده می­‌کنند.]

بنابراین، اغلب نفوذهایی که به سیستم‌ها می‌شود و موجب نقض امنیت اطلاعات یا حریم شخصی افراد می‌گردد، ناشی از خطاهای انسانی و سوء استفاده از این خطاها است.

پی‌نوشت: امیدوارم خیلی درهم و برهم ننوشته باشم. اگر چه معتقدم «امنیت اطلاعات» و «حریم خصوصی» جدا از همپوشانی‌هایی که با هم دارند، نا همپوشانی‌هایی نیز دارند. اما من در متن، به آن تفاوت‌ها نپرداختم.

۰۴ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۴۸ ۱ دیدگاه موافقین ۰

موجودات با صفا

یکی از جدی‌ترین تفریحات من، نگاه کردن به حیواناته. این نگاه کردن می‌تونه به صورت‌های گوناگون باشه. گاه در اکانت‌های اینستاگرام و گاه در یوتیوب یا وبلاگ‌های دیگه. گاهی هم به گربه‌های کوچه و حیاط. گاهی هم به مورچه‌ها. یه بار بیست دقیقه داشتم یه مورچه رو که در حال انتقال پیکر بی جان یک زنبور به خونش بود، دنبال می‌کردم. البته در بیابان!

تو اینستاگرام، می‌تونید اکانت‌های thekittypost و pleasantcats رو که برای گربه‌ها هستن نگاه کنید. اکانت snoopybabe هم باحاله. برای یه گربه چینی‌یه.

راستش من هنوز گربه‌ای رو ندیدم که در عکس لبخند تصنعی و زورکی بزنه. و احیاناً هم زیرش کپشن بذاره: همه چی آرومه، من چه قدر خوشبختم! اگر یه روز ببینم، عکس گربه‌ها رو هم دیگه نگاه نمی‌کنم!

امروز داشتم تو یوتیوب به چند تا ویدیوی طاووس نگاه می‌کردم. اگر دوست داشتید شما هم نگاه کنید: 

طاووس سفید (زمانش 1:18 هست و حدودا 14 مگابایت با کیفیت 720p) 

طاووس هندی (زمان 4:36 و حدوداً 50 مگابایت ترافیک با کیفیت 720p)

در ویکی‌پدیا می‌تونید اطلاعات مختصری درباره طاووس‌ها به دست بیارید.

 
۲۴ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۵۱ ۱ دیدگاه موافقین ۰

باران که شدی، شعری از مهدی مختارزاده

مهدی مختارزاده، از شاعران جوان و دارای قلمی پرمغز، غزل زیبایی دارد، به نامِ «باران که شدی...». من مدتی پیش این غزلِ نغز را خواندم و لذت بردم. البته این غزل را، مدت‌ها و حتی همین حالا که در حال نوشتن این مطلب هستم، بسیاری از افراد سروده‌ی مولانا می‌دانند! زیرا در فضای وب اینطور منتشر شده بود!

خب فضای وبلاگ‌نویسیِ فارسی، نارسایی‌هایی دارد. البته اگر در برخی موارد به جای واژه‌ی «وبلاگ‌نویس»، بگوییم «بازنشر کننده‌‌ی ناپایبند به اصول نشر محتوا» (!)، اصلاً جای دوری نرفته‌ایم. البته هنوز وبلاگ‌نویسانی را می‌شناسم که بسیار متعهد و پایبند به این اصول هستند و مجدانه آنها را رعایت می‌کنند. اما با تجربه‌ی چند ساله‌ی وبلاگ‌خوانی (به عنوان مخاطب) بسیاری از این نارسایی‌ها را دیده‌ام و به خوبی می‌شناسم. به همین خاطر، اگر در وبلاگ‌های فارسی بخواهم مطلبی را جستجو کنم، یا از آن‌ها مطلبی را در جایی بازنشر کنم، به شدت و با وسواسِ خاصی همه چیز را چک می‌کنم تا اشتباه نکنم. همین غزل، در بسیاری از وبلاگ‌ها، با محتوای نادرست منتشر شده. مثلاً در مصرع ششم، به جای واژه‌ی دیوانه، نوشته‌اند فرزانه!

بگذریم.

دوست خوبم، سعید درویشی، چند روز پیش برایم آهنگی از شهریار – که پیش از این او را نمی‌شناختم – ارسال کرد که این شعر را خوانده است. آن را گوش دادم و اینجا هم قرار دادم تا اگر دوست داشتید، شما هم گوش کنید.

باران که شدی مپرس این خانه کیست

سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست

باران که شدی، پیاله‌ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست

باران! تو که از پیش خدا می‌آیی
توضیح بده عاقل و دیوانه یکیست

بر درگه او چونکه بیافتند به خاک
شیر و شتر و رستم و موریانه یکیست

با سوره دل، اگر خدا را خواندی
حمد و فلق و نعره مستانه یکیست

این بی‌خردان، خویش خدا می‌دانند
اینجا سند و قصه و افسانه یکیست

از قدرت حق، هر چه گرفتند به کار
در خلقت تو، و بال پروانه یکیست

گر درک کنی خودت خدا می‌بینی
درکش نکنی، کعبه و بت‌خانه یکیست

«مهدی مختارزاده»

    ..................

لینک دانلود با صدای شهریار

 

مطالب مرتبط: شعر «فکر را پر بدهید» از نیما یوشیج نیست

۱۹ مرداد ۹۵ ، ۰۸:۵۳ ۱۱ دیدگاه موافقین ۰

همراه با کتاب (گام سوم) - مهرطلبی

مهرطلبی: بیماری راضی کردن دیگران، به قلم دکتر هاریت بریکر، عنوان سومین کتابی است که در طرح همراه با کتاب خواندم. خانم هاریت بریکر –روان­شناسی که بیش از بیست و پنج سال سابقه­‌ی درمان مهرطلب‌­ها را دارد– در این کتاب درباره رفتاری صحبت می­‌کند که «مهرطلبی» نام دارد و ممکن است بسیاری از افراد در جامعه با آن رو به رو شوند و درگیر آن باشند.

شاید تا به حال در اطراف خود، افرادی را دیده باشید که همواره برای راضی کردن دیگران تلاش می‌­کنند. افرادی که می‌­خواهند همه را از خود راضی نگه دارند. نمی‌­خواهند کسی آنها را رد کند. کسانی که تمام تلاش خود را می­‌کنند تا به هر قیمتی، حتی از دست دادن سلامتی و خوشبختی خود، تایید و تصدیق همه­‌ی افراد را نسبت به خود دریافت کنند. افرادی که هویت و ارزشِ وجودی خود را، تنها در تایید شدن، یا رد نشدن و مورد نقد قرار نگرفتن توسط دیگران می­‌بینند و می‌­جویند، و اشک‌­ها و لبخندهای آنها، در راضی­ نکردن و راضی کردن دیگران نهفته است!

اینها همان افرادی هستند که به آنها مهرطلب گفته می‌­شود و خانم هاریت بریکر در این کتاب تلاش می‌­کند تا آنها را از بیماری­‌شان و عواقبی که برای آنها در پی دارد، آگاه کند و راه‌­حل­‌هایی را نیز برای پیشگیری و درمان ارائه کند تا قدم به قدم، بتوانند بر آن چیره شوند.

اما اگر هنوز با این رفتار (مهرطلبی) آشنا نشده‌­اید، اشتباه نکنید! مهرطلبی، با فداکاری و از خود گذشتگی تفاوت دارد. مهرطلب نبودن هم، به معنای سنگ‌دل بودن نیست! همان­طور که در مقدمه‌­ی کتاب نیز به آن اشاره شده:

بیماری راضی کردن حکایتی در باب کسانی نیست که گه­‌گاه برای راضی و خشنود کردن دیگران راه درازی را می­‌پیمایند. مهرطلبی یا بیماری راضی کردن در واقع یک مسأله­ روانی رنجور کننده­‌ای است که نتایجی جدی و ناخوشایند بر جای می‌­گذارد.

در واقع مهرطلبی در باب کسانی است که جز خودشان می‌خواهند همه را راضی و خوشحال کنند. البته نه که نخواهند خود را خوشحال کنند. بلکه فرصت نمی‌کنند! در واقع، آنها آنقدر در هر زمان و موقعیت در تلاش برای راضی کردن دیگران هستند که فرصت چندانی برای فکر کردن به خود ندارند. آنها حتی ممکن است تصمیمات شخصی خود را هم در جهت دریافت تایید دیگران بگیرند.

برای خواندن این کتاب، لزوماً نباید شما یک مهرطلب باشید! اگر دارای وقت کافی برای خواندن یک کتاب مفید هستید و یا اگر می‌­خواهید آگاهی خود را از این رفتارِ خطرناک افزایش دهید و در خود پیشگیری به عمل آورید، پیشنهاد می‌­کنم این کتاب را بخوانید. در خلال کتاب، پرسشنامه‌­های متعددی وجود دارد که خواننده با پاسخ دادن به آنها، از شدت و میزان جنبه­‌های گوناگون مهرطلبی خود آگاه می‌­شود و راه­‌حل­‌هایی برای مقابله و رویارویی با آنها می‌­یابد.

یکی از بزرگ­ترین خطاهایی که مهرطلب­‌ها با آن گمراه می­‌شوند این است که می­‌توانند همه را از خود راضی کنند! در صورتی که راضی کردنِ همه‌­ی انسان‌­ها، شدنی نیست! طبیعتاً هر انسانی سلیقه­‌ و درخواست خاصی دارد که در بسیاری از مواقع، درخواست­‌ها و نیازهای افراد حتی با هم در تناقض است. بنابراین شخص مهرطلب، باید فشار بسیار زیادی را برای اجابت تمام درخواست­‌های متناقض متحمل شود تا تمام افراد را بتواند راضی و خشنود کند! زیرا او همواره از بروز تضاد و تعارض فرار می­‌کند. وجود تضاد و تعارض میان او و دیگران، موضوعی است که برای او هیچ­‌گاه قابل تحمل نیست و او همواره تلاش می­‌کند تا از بروز این اتفاق جلوگیری کند.

ضمن اینکه راضی کردن همه، در نهایت یک نتیجه‌­ی اجتناب‌ناپذیر و ناخوشایند در پی دارد: ناراضی شدنِ خود!

کتاب دارای 15 فصل است که به موضوعات اساسی اشاره می‌­کند و مثال‌های گوناگونی را نیز برای آگاهی بیشتر از تاثیرات این رفتار و جنبه‌­های روانی آن ارائه می‌­کند.

خلاصه. من از خواندن این کتاب لذت بردم. و پیشنهاد می‌­کنم خواندن آن را از دست ندهید. کتاب مهرطلبی، با ترجمه‌­ی مهدی قراچه داغی توسط انتشارات پیک بهار منتشر شده است.

۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۹:۱۳ ۰ دیدگاه موافقین ۱