۳ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است

گالری عکس: غروب

#برای آنان که اینستاگرام ندارند

من مدتی در اینستاگرام برخی عکاسان که عکاسی طبیعت انجام می‌دادند را فالو می‌کردم.

البته فالو به معنای اینکه دائم به آنان سر می‌زدم و آخرین عکس‌های آنان را نگاه می‌کردم. به نظرم مفهوم واقعی «فالو» همین است. بر پایه‌ این تعریف از فالو، الآن که دیگر خیلی کم اینستاگرام می‌روم، حتی اگر اسم آنان در لیست فالویینگ باشد، طبیعتاً دیگر فالوور آنها محسوب نمی‌شوم! باز هم بر پایه تعریف بالا از فالو، کسی که دائم به پروفایل یک شخص سر می‌زند، حتی اگر آشکارا او را فالو نکند، فالوورِ آن شخص محسوب می‌شود.

بگذریم.

طبیعتاً دیدن تصاویرِ مناظر و زیبایی‌های طبیعت در نقاط گوناگون دنیا، جذاب و لذت‌بخش است. به قول خودمان، کیف می‌دهد! اما پس از مدتی احساس کردم دیگر دیدن طبیعت واقعی، چه یک درختِ زیبای تنومند باشد، چه یک گُل کوچک، در من احساس خاصی ایجاد نمی‌کند.

متاسفانه، تعداد بسیار زیاد تصاویر به همراه ادیت‌های اغراق‌آمیز، مغز ما را بد عادت می‌دهد. فیلترهای گوناگون که در اینستاگرام وجود دارد، تنوع بسیار تصاویر و تماشای هر تصویر در کسری از ثانیه توسط کاربران(!) و استفاده از سرانگشتانِ مبارک برای رفتن به تصویر بعدی، منجر می‌شود دیگر دیدن زیبایی‌های طبیعت برای ما لذت و وجدی نداشته باشد. به همه‌ی موارد قبلی، کنتراست بالای صفحه‌ نمایش اسمارت‌فون را هم که اضافه کنید، دیگر عملاً تصویری که در حال تماشای آن هستیم، تصویری به دور از واقعیت است. شاید بتوانیم بگوییم، یک شاهکارِ تقلبی!

همان ساحل، با موج‌های آرام در ابتدا و خورشیدی طلایی در انتها، که تا دیروز از ایستادن کنار آن و مدت‌ها تماشایش سیر نمی‌شدیم، و در آن لحظه تمام دردها از رخسار خسته‌ی جانمان رخت بر می‌بست؛ همان ساحل، که صدای سازِ موج در فرش تراب و آوازِ پرندگانش در عرش آسمان روح می‌نوازید، امروز تبدیل به تصویری شده که در کسری از ثانیه از آن می‌گذریم و به سراغ تصویر بعدی می‌رویم! یا اگر هم کنار همان ساحل باشم، احتمالاً لذت سلفی گرفتن را با ایستادن و تماشای آن همه زیبایی عوض نمی‌کنم!

راستی، «فرش تراب» را از سعدی به عاریت گرفتم. حیف بود اگر نمی‌گفتم:

همی گسترانید فرش تراب 
چو سجاده ٔ نیک‌مردان بر آب
 

در ابتدا نوشتم برای آنان که اینستاگرام ندارند یا کمتر اینستاگرام می‌روند، چون می‌دانم این تصویرِ بدون فیلتر، برای آن دسته که در اینستاگرام به دنیایی از تصاویر اغراق‌‌آمیز دسترسی دارند، جذابیت خاصی ندارد.

پی‌نوشت یک) کیفیت پایین عکس را ببخشید.

پی‌نوشت دو) اگر کمی واقع‌بینانه‌تر بگوییم، این تصویر هم ادیت شده! در واقع، نسخه‌ی ادیت نشده‌ی تصویر، عکسی است که به صورت raw ثبت شود. و اگر عکسی با فرمت‌های رایجی همچون JPEG ثبت شود، به هر حال توسط دوربین کمی روی آن پردازش می‌شود تا خروجی نهایی ایجاد گردد.

۲۲ تیر ۹۵ ، ۱۴:۱۸ ۱ دیدگاه موافقین ۰

گالری عکس: تا نقشِ تو..

تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد

هر جا که نشینیم چو فردوس برین شد

آن فکر و خیالات چو یأجوج و چو مأجوج

هر یک چو رخ حوری و چون لُعبت چین شد

آن نقش که مرد و زن از او نوحه کنانند

گر بئس قرین بود کنون نعم قرین شد 

...

پی‌نوشت: از مولانا.

۱۷ تیر ۹۵ ، ۱۰:۴۱ ۰ دیدگاه موافقین ۰

بچه دار شدن، یا بچه داری؛ مسئله این است!

بچه‌ی همسایه، در اتاق می‌دَوَد، می‌پَرَد و می‌کوبد!

مادری در خیابان، به طرز عجیبی دست بچه را مانند طناب می‌کشد! یا بچه را رها کرده و سرش در اینستاگرام است!

والدینی که جلوی بچه هر فحشی و هر حرفی را بیان می‌کنند!

و..

و..

و..

بچه‌دار شدن مهم‌تر است، یا بچه‌داری؟

من فکر می‌کنم،

پیش نیازِ موردِ اول، یک عدد رخت‌خواب (یا تخت‌خواب) و داشتن کمی وقت آزاد است!

اما برای مورد دوم، بحث بسیار مفصل‌ و گسترده‌ است که شاید پی بردن به آن، نیاز به صرف وقت لازم و کافی، انگیزه، آگاهی و مطالعه دارد و صحبت از آن در حد چند جمله‌ی غیر تخصصی، نمی‌گنجد!

بچه‌دار شدن مهم‌تر است، یا بچه‌داری؟

این را فقط نوشتم، که اینجا بماند تا شاید، در آینده مطالبی مرتبط با آن بنویسم.

۰۵ تیر ۹۵ ، ۱۰:۵۵ ۰ دیدگاه موافقین ۱