۳ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

گالری عکس‌: نگهبانان!

مدتی پیش در جایی، به این دو نگهبانِ با وفا برخوردم و خوشبختانه توانستم یک عکس از آنها بگیرم. 

پی‌نوشت) کلاً فکر می‌کنم خوبه که حیوانات هم در این وبلاگ سهمی داشته باشن. (به علت علاقه‌ی من به اونها.) 

حالا یه مدته به دنبال فرصتی هستم تا از گربه‌‌ی محل عکس بگیرم. امیدوارم شرایطی ایجاد بشه که خروج من از منزل، با خروج ایشون از محل زندگی همزمان بشه و من هم امکان عکس گرفتن از ایشون رو داشته باشم و ایشون هم آمادگی برای ایستادن و نگاه کردن به دوربین رو داشته باشه تا این اتفاق بیفته. اما راستش بعید می‌دونم با این شرایط بتونم موفق بشم!

۲۱ آذر ۹۵ ، ۲۱:۴۹ ۰ دیدگاه موافقین ۰

حبابی را ترکاندم

دیشب در حال جستجوی مطلبی در گوگل بودم، که به یک نام برخوردم. 

بهتر بگویم. به یک عنوان. 

یا بهتر بگویم، به نامی که در پیشوند آن یک عنوان هم بود. 

نمونه‌ی آن را خیلی شنیده‌ایم و می‌شنویم. برای نمونه، مهندس فلانی. دکتر فلانی. حکیم فلانی.

نام و عنوانی که من دیدم، سومین نمونه‌ی بالا بود. یک حکیم. یک حکیمِ اهل ایران.

با معنایی که از حکیم در ذهن داشتم، ایشان در نظرم فردی بسیار عاقل و عالم جلوه آمد. البته منظورم از معنای حکیم، بررسی آن به لحاظ ترمینولوژی و واژه‌شناسی نبود. منظورم مفهوم کلی آن در ذهنم بود. 

طبق اخلاقی که دارم، در این گونه موارد، که نام بزرگی را می‌بینم یا می‌شونم که پیش از این او را نمی‌شناختم، شروع می‌کنم به جستجو درباره او و آشنا شدن با او. و شاید هم اگر خیلی در نظرم جذاب باشد، مطالعه زندگی‌نامه یا آثار و کتاب‌های او. 

در جمله قبلی گفتم اگر برایم جذاب باشد. امیدوارم این واژه در آن عبارت، در نظر خواننده‌ی این نوشته، چشمِ رنگی، بینی سر بالا، یا مصادیق جذابیت‌های عامِ امروزی، انگاشت نشود. جذابیت، در نگاه هر کس، ممکن است فاکتورها و معیارهای گوناگونی داشته باشد.

از اصل داستان دور نشویم.

کار اصلی را رها کردم و شروع کردم به جستجو درباره آن حکیم تا بیشتر او را بشناسم. 

هرچه بیشتر جستجو کردم، حجم عناوین و القاب او بیشتر می‌شد، و نسبت‌های داده شده به او عجیب‌تر و اغراق‌آمیز‌تر می‌شد، اما مطلبی، حرفی، سخنی، نظریه‌ای، یا حتی سفسطه‌ای غیر قابل فهم، از او پیدا نکردم که هر چند اندک، بتواند حجمِ بزرگِ اغراق‌ها و توصیف‌ها و  القاب او را توجیه کند.

تا نیمه‌های شب، بیش از یک ساعت به طور جدی جستجو کردم. اما در نهایت جز تعدادی ویدیو و کلیپ از صحبت‌های او، چیزی عایدم نشد. 

صحبت‌ها هم ابداً در حدی نبود که بتواند توجیهی بر القاب و عناوین او باشد.

خلاصه. 

به این نتیجه‌ رسیدم که با یک جریان سازی و تبلیغات رسانه‌ای رو به رو هستم و بهتر است نامی را که شنیدم، با تمام عظمت ظاهری آن، در جایی از ذهنم به خاک بسپارم و آن نام را نیز مانند بسیاری از نام‌های پر زرق و برق، اما بی حاصل، فراموش کنم.

اما در نهایت این داستان برایم یک لذت داشت. یا بهتر بگویم، یک لذت را برایم تکرار کرد.

این لذت که همواره سعی می‌کنم به القاب و عناوین حبابی تکیه نکنم. همیشه به دنبال این هستم که حباب‌هایی که در زندگی با آنها رو به رو می‌شوم را، بترکانم. البته این ترکاندن، ابتدا نیاز به تشخیص حباب دارد که گاهی کار آسانی نیست. اما تشخیص آن و ترکاندن به موقع آن، موجب می‌شود تا جای ممکن از تکیه دادن به حجم بی حاصلی از هوا، خودداری کنم.

تا آن لحظه با حباب‌های زیادی رو به رو شده بودم. حبابِ شاعر، نویسنده، مهندس، دکتر. اما تا به حال با حبابی از جنس حکمت - به آن صراحت - برخورد نکرده بودم. 

خوشحالم که آن را برای خودم ترکاندم.

۱۵ آذر ۹۵ ، ۱۰:۲۵ ۰ دیدگاه موافقین ۰

یک ماه مصرف

کمتر از یک ماه پیش، یک ماوس جدید خریدم. 

از بین انواع برندها و جنس‌ها، یک عدد ماوسِ اپتیکالِ ساختِ ایران را که هم از لحاظ قیمت مناسب بود و هم ظاهراً کیفیت مطلوبی داشت، انتخاب کردم.

این که می‌گویم ظاهراً، به این خاطر که روی جعبه ماوس عبارت‌های تبلیغاتی جالبی نوشته بود که مثلاً محتوایش اینطور بود: 

ما از آن بی کیفیت‌ها نیستیم. 

ما روی کیفیت کار می‌کنیم. 

ما به درون اهمیت می‌دهیم. و از این قبیل چیزها که اگر فکر کنید، احتمالاً چند تا از این جمله‌ها خودتان می‌توانید بسازید.

خلاصه، ماوس را آوردم و باز کردم و کارت گارانتی را در یک جای امن قرار دادم (: و شروع به استفاده از آن کردم.

اما چند روزی است که دقت ماوس افت محسوسی کرده و در کارکرد آن، افت کیفیت محسوس به همراه نقصان به وجود آمده. البته، بدون ‌هیچ‌گونه آسیب خارجی از قبیل ضربه و غیره.

خلاصه. سرتان را درد نیاورم. 

علت این است که، ظرفیت همین است.

ظاهراً ظرفیت این محصول تا همین حد بوده و نباید انتظار فراتر از آن داشت. 

البته برای گارانتی آن اقدام می‌کنم تا ببینم پشتیبانی شرکت سازنده چطور است.

شاید نتیجه را در وبلاگ نوشتم. 

پی‌نوشت) با تمام توضیحات و داستان‌هایی که تعریف کردم، از خرید خود ناراضی نیستم. شاید این خرید، و خریدهای مشابه، به تولید کننده کمک کند تا بیشتر کار کنند، بیشتر یاد بگیرند، و محصول بهتری تولید کنند. امیدواریم.

۱۳ آذر ۹۵ ، ۱۲:۰۶ ۰ دیدگاه موافقین ۰