۳ مطلب با موضوع «تحلیل تکنولوژی دیجیتال» ثبت شده است

مزایای اتومبیل‌های خودران

پیش‌کلام یک:

هفته‌ی گذشته دولت ایالات متحده برای اولین بار سیاست‌های مد نظر خود را در خصوص خودروهای خودران منتشر کرد. خودروهایی که قرار است خود، هم رَوَنده باشند و هم راننده. بر اساس این سیاست‌ها که توسط وزارت حمل و نقل امریکا تنظیم شده، کمپانی‌های سازنده‌ی این اتومبیل‌ها ملزم هستند پیش از ورود خودران‌ها به جاده و خیابان‌، 15 مورد از انتظارات ایمنی را در آنها برآورده کنند. 

در سایت نیویورک‌تایمز می‌توانید سیاست‌های اتومبیل‌های خودران و 15 نکته‌ را مطالعه کنید.

اما خواستم در اینجا، به برخی مزایای خودران‌ها که می‌توانند برای انسان و جامعه به همراه بیاورند اشاره کنم.

پیش‌کلام دو:

لازم به ذکر است که آنچه در ادامه می‌خوانید، تنها نظر شخصی من است و به هیچ روی ادعای کامل بودن، جامع بودن و درست بودن را ندارد. قطعاً می‌توان مزایای بیشتری را به این موارد افزود. همچنین، من در ذکر این مزایا، فضای جامعه‌ی ایران را در نظر گرفته‌ام و با همین پیش‌فرض، این موارد را ذکر می‌کنم.

پیش‌کلام سه:

شاید الآن که هنوز این اتومبیل‌ها وارد خیابان‌ها نشده‌اند، فکر کردن و سخن گفتن از مزایای آنها بهتر باشد تا بیشتر با آنها و فلسفه‌ی آنها آشنا شویم. شاید یکی از مزیت‌های فکر کردن به مزایای این اتومبیل‌ها در حال حاضر، این باشد که الآن آنها را بشناسیم نه اینکه وقتی آمدند و آنها را خریدیم، تازه پس از خرید به دنبال مزایای آنها باشیم. بارها دیده‌ام کسانی را که مدت‌ها از یک اسمارت‌فون استفاده کرده‌اند، و هنوز از کاربردهای آن اطلاع ندارند. یک بار شخصی به من گفت: «تو که زیاد از تلگرام و شبکه‌های اجتماعی استفاده نمی‌کنی. پس با موبایلت چه کار می‌کنی؟»

اصل کلام:

  • با توجه به آمار تصادفات در ایران، (+) و (+)، شاید یکی از بهترین مزایای اتومبیل‌‌های خودران‌، پایین آوردن میزان تصادفات و سوانح رانندگی باشد. برای نمونه تصور کنید در پشت فرمان نشسته‌اید و در عین خستگی، خواب‌آلودگی نیز به سراغتان می‌آید. آن وقت دو راه در پیش دارید. یا در کناری بایستید و کمی استراحت کنید و چرت بزنید. یا به مسیر خود ادامه دهید و به طور بالقوه یک سانحه‌ی رانندگی بیافرینید. اما اگر در یکی از این خودران‌ها نشسته باشید، می‌توانید در اتومبیل استراحت کرده، همچنان که به مسیر خود نیز ادامه می‌دهید. البته طبق توصیه‌ی شرکت‌‌های سازنده، شما در حین رانندگی‌ِ خودران‌ها نیز بهتر است همچنان حواستان به جاده و خیابان باشد. اما انتظار می‌رود با پیشرفته‌تر شدن آن‌ها نیاز به توجه مسافر از میان برود.

 

  • یکی دیگر از مزایای خودران‌ها، می‌تواند کم شدن میزان تخلفات رانندگی باشد. مانند سرعت غیر مجاز، عدم حرکت بین خطوط، توقف دوبله و غیره. فرض کنید راننده‌ای در حالی که هدایت یک وسیله‌ی یک تُنی را در دست دارد، برای لحظاتی تصمیم می‌گیرد سر در موبایل خود فرود آورد تا چک کند آیا در تلگرام پیام جدیدی دریافت کرده یا خیر. در جایی که خطاهای انسانی می‌توانند خطرناک باشند، خودران‌ها می‌توانند بسیار مفید واقع شوند.

شاید زمان آن رسیده که انسان، ناتوانی خود در استفاده از این ارابه‌ی چهارچرخِ آهنی را قبول نموده و وظیفه‌ی راندن آن را نیز به اهلش بسپارد.

  • یکی از مهم‌ترین مزایای خودران‌ها، کم کردن بار ترافیک و آلودگی هواست. قطعاً یکی از علت‌های ترافیک، عدم رعایت یک الگوی رانندگی مناسب و درست است. عدم حرکت بین خطوط یا توقف دوبله، خصوصاً در جاهای شلوغ، می‌تواند به ترافیک منجر شود. خودران‌های قابل برنامه‌ریزی (Programmable) می‌توانند با در اختیار داشتن الگوریتم‌های مسیر‌یابی بهینه، الگوهای رانندگی مناسب و برنامه‌ریزی درست، تا حد زیادی از ایجاد ترافیک جلوگیری کنند. همچنین خودران‌ها می‌توانند با دارا بودن الگوریتم‌های یادگیری ماشین (machine learning)، با رانندگی بیشتر و کسب تجربه‌های بیشتر، به مرور یاد بگیرند و عملکرد خود را بهتر و بهینه‌تر کنند.

 

  • خودران‌ها می‌توانند برای افرادی که تونایی رانندگی ندارند نیز بسیار سودمند باشند. افرادی که به هر علتی توانایی رانندگی کردن ندارند، می‌توانند با خودران‌ها رفت و آمد خود را بهبود ببخشند.

 

  • از مزایایی که خودران‌ها می‌توانند داشته‌ باشند، این است که افراد به جای اینکه زمانی از شبانه‌روز خود را صرف رانندگی کردن کنند، کارهای مهم‌تر خود را انجام دهند. فرض کنید در یک خودران نشسته‌اید و به جای اینکه درگیر رانندگی در خیابان‌های شلوغ باشید، به نوشتن می‌پردازید. یا به مطالعه‌. یا تنظیم قرار ملاقات‌هایتان. یا پرداختن به تماس‌های ضروری یا هر کار دیگری که می‌توانید در آن بازه‌ی زمانی به جای رانندگی کردن به آن بپردازید.

 

  • با خودران‌ها، محدودیت سنی برای رانندگی نیز می‌تواند برداشته شود. یا لزوم به داشتن گواهینامه می‌تواند از بین برود. هر شهروندی می‌تواند برای رفت و آمد از آنها استفاده کند. زیرا رانندگی بر عهده‌ی او نیست. البته استفاده از خودران‌ها تا به این مرحله برسد، ممکن است زمان نسبتاً زیادی ببرد. اما تصور روزی که قوانین رانندگی به این مرحله رسیده‌ باشد، اصلاً سخت نیست.

اینها تنها شماری از مزایایی بود که خودران‌ها می‌توانند برای ما به همراه بیاورند.

اما یکی از چالش‌هایی که پیش روی اتومبیل‌های خودران‌ است، چالش اخلاق (ethical dilemma) و گرفتن تصمیم‌‌های اخلاقی (ethical decisions) است. این که انتخاب‌هایی در مواقع اضطراری پیش روی خودران قرار می‌گیرد و آنها باید لاجرم یکی را انتخاب کنند.

مثال‌های زیادی در این زمینه مطرح شده. من یک مثال می‌زنم.

فرض کنید یک خودران در بزرگراه در حال حرکت است. ناگهان یک انسان در جلوی خودران ظاهر می‌شود. خودران در این لحظه باید تصمیم بگیرد. چهار حالت وجود دارد:

مسیر را ادامه دهد و به آن فرد برخورد کند.

توقف کند. فرض کنید با محاسبه به این نتیجه می‌رسد که می‌تواند توقف کند و به فرد برخورد نکند.

به سمت چپ برود تا به فرد برخورد نکند.

به سمت راست برود تا به فرد برخورد نکند.

اما مسئله به این سادگی نیست. فرض کنید در آن شرایط، اگر توقف کند، خودروی پشت‌سری با سرعت به او برخورد می‌کند و ممکن است جان سرنشین خودران به خطر بیفتد.

اگر سمت چپ برود، با گاردریل برخورد می‌کند و احتمال واژگونی یا آسیب رسیدن به سرنشین وجود دارد. ضمن اینکه برخورد با گاردریل نقض قانون هم محسوب می‌شود و یکی از وظایف خودران، عدم نقض قانون است.

اگر هم سمت راست بیاید با خودروی سمت راستی برخورد می‌کند و احتمال آسیب رسیدن به سرنشینانِ هر دو اتومبیل وجود دارد.

اگر هم مستقیم برود جان فرد رو به رویی در خطر است.

به نظر شما کدام یک را باید انتخاب کند؟ بالاخره جان یک فرد به خطر می‌افتد. آن شخص کدام یک باشد؟

شاید اگر خودران بتواند میزان خسارت هر کدام از پیشامدها را پس از اتفاق افتادن تخمین بزند یا پیش‌بینی کند، بهتر بتواند تصمیم بگیرد که چه کار کند. اما هر تخمینی هم که بزند، بالقوه است و ممکن است طور دیگری بشود و پیامد آن برخورد، اتفاق بدتری باشد.

برای نمونه ممکن است خودران، وضعیت بهتر را در برخورد به گاردریل ببیند. اما ممکن است در اثر برخورد، واژگون شود و در اثر واژگونی به اتومبیل دیگری برخورد کند و تصادف زنجیره‌ای اتفاق بیفتد و اوضاع خراب‌تر شود.

میان‌کلام: در همین میان، یک سوال اخلاقی دیگر: آیا خودران باید بین جان سرنشینِ خود و دیگران، اولویت قائل شود؟ شاید پاسخ به این سوال در ابتدا مشکل نباشد. اما یک لحظه به این فکر کنید که اگر شما راننده‌ی یک اتومبیل باشید و یکی از بستگانِ نزدیک شما هم در آن، و ناگهان دو عابر بر سر راه شما ظاهر شوند، شما حاضرید خودروی خود را به گاردریل برخورد دهید تا جان آن دو محفوظ بماند؟ در حالی که امکان آسیب دیدگی خودتان و بستگانتان وجود دارد.

با تمام چالش‌های مطرح، خودران‌ها در آینده‌ی نه چندان دور در خیابان‌ها خواهند بود و با زندگی انسان‌ها گره خواهند خورد. و احتمالاً راه‌حل‌های مناسبی برای چالش‌های آنها پیدا خواهد شد که البته تا امروز نیز تلاش‌های بسیاری شده و می‌شود. و فراموش نکنیم که خودران‌ها، توانایی دارند خودشان یاد بگیرند و از آن در تصمیم‌های آینده‌ی خود استفاده کنند.

۰۵ مهر ۹۵ ، ۱۱:۲۹ ۰ دیدگاه موافقین ۰

حریم خصوصی افراد در دنیای دیجیتال

یکی از بحث‌هایی که با ظهور و توسعه‌ی تکنولوژی دیجیتال اهمیت پیدا کرده، یا شاید هم باید گفت اهمیت خود را از دست داده، «حریم خصوصی» افراد است. بارها شاهد نقض این حریم خصوصی به صورت‌های گوناگون بوده‌ایم.

تقریباً روزی نیست که خبری درباره‌ی نقض حریم خصوصی افراد در دنیای دیجیتال یا فاش شدن اطلاعات از سرویس‌های اطلاعاتی نبینیم و نشنویم. این موضوع، حتی به اسم و رسم شرکت‌ها هم رحم نمی‌کند. خواه فاش شدن پسورد ۳۲ میلیون کاربر توییتر باشد، خواه فاش شدن پسورد ۱۱۷ میلیون کاربر در لینکدین، و خواه لو رفتن اطلاعات چندین میلیون کاربر از یکی از بزرگترین اپراتورهای کشور.

در این‌باره سوالاتی مطرح است که البته مبهم به نظر می‌رسند.

آیا امروز حریم خصوصی در دنیای دیجیتال وجود دارد؟

آیا امروز حریم خصوصی در دنیای دیجیتال معنا دارد؟

مسئول حفظ و حراست از اطلاعات خصوصی کاربران چه کسی است؟

و سوالاتی از این دست که ساعت‌ها بحث و بررسی می‌طلبد. در سوال اول و دوم، در نگاه من، وجود داشتن و معنا داشتن، دو مقوله‌ی جدا هستند و به عمد دو سوال جدا مطرح کردم. و اِلا قصدم طولانی‌تر شدن مطلب نبود. شاید بهتر باشد مثالی بزنم.

یک شبکه‌ی اجتماعی، تمام سیاست‌های حریم خصوصی کاربران را اندیشیده و تمهیداتی را نیز پیاده سازی کرده است. تمهیداتی از قیبل استفاده از پسوردهای قوی، احراز هویت دو مرحله‌ای (two factor authentication)، امکان خصوصی (Private) کردن حساب کاربری و چیزهای دیگر. حالا کاربری به نام «محمدرضا»، از تمامی این امکانات استفاده می‌کند تا حریم خصوصی او محفوظ باقی بماند. او تنها به افراد مشخصی اجازه‌ی دیدن اطلاعات حساب کاربری خود را می‌دهد و حالا شادمان است از اینکه همه چیز برای او امن است. تا اینجا ممکن است به این نتیجه برسیم که حریم خصوصی در این سیستم وجود دارد. یا بهتر بگویم، امکانات آن در سیستم تعبیه شده و وجود دارد. محمدرضا به فردی به نام A که دوست اوست، اجازه‌ی دسترسی و دیدن اطلاعات خود را می‌دهد. حال تصور کنید فرد A، در کنار یکی از دوستان خود، مثلاً فرد B می‌نشیند و به تصاویر، فیلم‌ها و اطلاعات محمدرضا نگاه می‌کند. محمدرضا فرد B را نمی‌شناسد. و حتی ممکن است نخواهد اطلاعاتش را او ببیند. حالا می‌توانید این قضیه را به صورت کلی‌تر در نظر بگیرید. مثلاً فرد A و C و D و غیره که دوستان مححمدرضا هستند، هر کدام در کنار دوستانشان بنشینند و به تماشای اطلاعات محمدرضا بپردازند. حالا می‌توانیم بهتر به این سوال فکر کنیم: آیا حریم خصوصی در این سیستم معنا دارد؟

با شواهد و قرائن موجود، شاید این دیدگاه خیلی غیرمنطقی به نظر نرسد: هر کسی قصد قرار دادن اطلاعات خود در فضای دیجیتال را دارد، باید با این پیش‌فرض اطلاعات خود را قرار دهد که همه‌ی افراد در دنیا، آن فیلم، عکس، متن و غیره را می‌بینند. اگر کاربر توانست این پیش‌فرض را بپذیرد و آن را در ذهن خود هضم و جذب کند، آنگاه اطلاعات خود را در این فضا قرار دهد.

به نوعی می‌توان گفت که قبل از هر چیز و هر کس، خود کاربران (صاحبان اطلاعات) مسئول حفظ و حراست از اطلاعات حساس خود هستند. شاید گفته‌ی زیبای «خیام» این را به ما یادآوری کند:

هر راز که اندر دل دانا باشد

باید که نهفته‌تر ز عنقا باشد

کاندر صدف از نهفتگی گردد در

آن قطره که راز دل دریا باشد

شاید من خیلی نا امید کننده در این باره صحبت کردم. اما نه به این خاطر که من به تکنولوژی ایمان ندارم. من به تکنولوژی ایمانِ کامل دارم. تاکید می‌کنم: «ایمانِ کامل». اما، به همان اندازه به خطاهای انسانی هم ایمان دارم. خطاهایی که در حین توسعه‌ی تکنولوژی نمایان می‌شوند. عمده (اگر نگوییم همه) خطاهایی که ما در دنیای دیجیتال شاهد آن هستیم – در اینجا مشخصاً منظورم خطاهایی که منجر به نقض حریم خصوصی می‌شوند است –  خطاهای انسانی هستند. آنها گاه خطاهای فنی هستند که در خلال توسعه‌ی سیستم‌ها از سوی توسعه‌دهندگان ایجاد می‌شوند، مانند انواع باگ‌ها و آسیب‌پذیری‌های نرم‌افزاری (software vulnerability) و سخت‌افزاری، و گاه خطاهایی هستند که به طور مستقیم یا غیر مستقیم به نیروی انسانی باز می‌گردند. مانند نفوذهایی که با استفاده از مهندسی اجتماعی (Social Engineering) صورت می‌گیرند.

گاوین واتسون، در کتاب مهندسی اجتماعی توضیح می‌دهد که چگونه با تکنیک‌های مهندسی اجتماعی می‌توان افراد را فریب داد تا اطلاعات مورد نیاز را آشکار کنند و هکرها و نفوذگران به اطلاعات مورد نیاز خود دسترسی پیدا کنند. او توضیح می‌دهد که چرا عامل انسانی، می‌تواند در ایجاد ضعف در امنیت سیستم‌ها بسیار موثر باشد. قسمتی از این کتاب را با هم مرور می‌کنیم:

چرا سازمان‌­ها بودجه امنیتی را روی نواحی اشتباه سرمایه­‌گذاری می­کنند؟ زیرا زمانی که مهاجم یک شیشه را می‌­شکند، راه‌حل ساده است. اجرای یک راه‌حل فیزیکی مانند پنجره محکم­‌تر. اما، زمانی که یک مهاجم، کارمندی را به منظور آشکار کردن اطلاعات فریب می‌­دهد، یا زمانی که به مهاجم، اجازه دسترسی به نواحی محدود شده داده می‌­شود [به صورت ناخودآگاه] ، دیگر راه حل مشخصی وجود ندارد. مسئله این است که آسیب‌پذیری‌های امنیت فیزیکی، نهادها و موجودیت­‌های ملموس هستند. آنها می‌­توانند به صورت مستقیم حل و فصل شوند. اما، حفره‌­های امنیتی مهندسی اجتماعی، غیرملموس هستند. مانند روش­‌هایی که با ماهیت و طبیعت انسان سر و کار دارند و از طبیعت انسان سوء استفاده می­‌کنند. اغلب کسب­ وکارها با روش­ها و راه‌حل­‌های برخورد با مسائل امنیتی غیرملموس، نا آشنا هستند.

 

اطلاعات حساسِ ذخیره شده بر روی یک سیستم، هرگز به صورت کامل نمی­‌تواند امن باشد. به منظور کاوش مفهوم کاربران آسیب‌­پذیر، اجازه دهید فرض کنیم که یک پایگاه داده اختراع شده که کاربران غیر مجاز نمی‌­توانند در آن نفوذ کنند. همچنین نفوذگران هر چه قدر تلاش کنند، قادر نخواهند بود به این پایگاه داده نفوذ کرده و به اطلاعات دسترسی پیدا کنند. بنابراین حمله کردن به این پایگاه داده به صورت مستقیم، فایده­‌ای نخواهد داشت. پس به جای حمله کردن به طور مستقیم به پایگاه داده، تنها رویکرد این است که به موجودیت‌­هایی که با پایگاه داده تعامل دارند، حمله شود. [مانند اشخاصی که از سیستم استفاده می­‌کنند.]

بنابراین، اغلب نفوذهایی که به سیستم‌ها می‌شود و موجب نقض امنیت اطلاعات یا حریم شخصی افراد می‌گردد، ناشی از خطاهای انسانی و سوء استفاده از این خطاها است.

پی‌نوشت: امیدوارم خیلی درهم و برهم ننوشته باشم. اگر چه معتقدم «امنیت اطلاعات» و «حریم خصوصی» جدا از همپوشانی‌هایی که با هم دارند، نا همپوشانی‌هایی نیز دارند. اما من در متن، به آن تفاوت‌ها نپرداختم.

۰۴ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۴۸ ۱ دیدگاه موافقین ۰

زیستن انسان با تکنولوژی

حتماً تا به حال دیده‌ یا شنیده‌اید که افرادی می‌گویند ما عاشق تکنولوژی هستیم. در مقابل، احتمالاً افرادی را دیده‌اید که می‌گویند ما به تکنولوژی هیچ علاقه‌ای نداریم. دو گروه با دو گرایش متفاوت. این که کدام گروه راست می‌گوید، مشخص نیست. زیرا صحبت از علایق است و هر انسانی حق دارد علایق خاص خود را داشته باشد. کدام یک تکنولوژی را بهتر درک کرده‌اند؟ باز هم مشخص نیست. حداقل تا زمانی که برداشت هر یک از آنها از تکنولوژی را ندانیم. اگرچه اگر هم بدانیم باز نمی‌توان نظر قطعی داد. زیرا آن موقع هم بستگی به معیار و درک خودِ ما از تکنولوژی دارد. به هر حال این نوشته هم چیزی جز نظر شخصی نیست و نویسنده هیچ علاقه‌ای به صادر کردن حکم قطعی، ندارد.

تقریباً می‌توان گفت اولین چیزی که با شنیدن واژه‌ی تکنولوژی به ذهن ما می‌آید، موبایل، و امثال و اَشکال توسعه‌یافته‌ آن مانند اسمارت‌فون و تبلت هستند. در حالتی خاص‌تر شاید با شنیدن واژه‌ی تکنولوژی، ترانزیستور هم در گوشه‌ای از ذهن ما خودنمایی کند. اما قدمت استفاده از تکنولوژی در زندگی انسان بسیار عمیق‌تر از این حرف‌هاست. انسان و تکنولوژی آنچنان در هم تنیده‌ شده‌اند که شاید به سختی بتوان مرز مشخصی میان این دو قرار داد و آنها را از هم تفکیک کرد. این که شخصی بگوید من در زندگی‌ام از تکنولوژی استفاده نمی‌کنم، چیزی شبیه شوخی است. او یا نمی‌داند تکنولوژی چیست، یا او انسان نیست!

شاید بتوان گفت آن زمان که انسان شروع به ساختن ابزارهای بسیار ابتداییِ مختلف از روی سنگ برای استفاده‌های گوناگون کرد، در واقع شروع به استفاده از تکنولوژی در زندگی خود کرد. یا آن زمان که با سنگ روی دیوار غارها، نمادها و علائم گوناگون رسم کرد و با استفاده از آن شروع به برقراری ارتباط به شکل جدیدی کرد، از تکنولوژی بهره برد. قطعاً همان تکنولوژی‌ها پیشرفت‌های بعدی انسان را سبب شدند و موجب رشد انسان گردیدند.

این تکنولوژی بود که شرایطی محیا کرد تا انسان بتواند انسانی‌تر شود و حداقل در نوعِ زندگی کردن، با حیوان تفاوت و تمایز داشته باشد. (من در بیان این که قطعاً تمام انسان‌ها، در حال حاضر، با تمام تکنولوژی‌های پیشرفته، انسان‌گونه زندگی می‌کنند، هیچ اصراری ندارم، و هیچ باوری هم.) تکنولوژی کمک کرد تا انسان، بتواند به ویژگی‌های انسانی نزدیک‌تر شود. اما فراتر از اینها، این انسان نبود که تکنولوژی را به وجود آورد و ابداع کرد، بلکه برعکس، تکنولوژی بود که انسان را ابداع و البته ابقاء کرد. زندگی واقعی انسان از زمانی شروع شد که از تکنولوژی بهره گرفت. تکنولوژی هر بار حرف جدیدی زد و انسان به کمک آن گامی رو به جلو نهاد.

مدلی که من از حرکت تکنولوژی و انسان تشبیه می‌کنم، گام‌برداشتن در یک بیابان بی انتهاست. یک پا انسان است و یک پا تکنولوژی. تکنولوژی هر بار گامی رو به جلو بر‌میدارد و انسان نیز یک گام رو به جلو برداشته و رشد می‌کند. این رشد الزاماً اتفاق نمی‌افتد. اما فرض من این است که جلو رفتن مرز تکنولوژی، بهتر است مایه‌ی رشد انسان شود. یا بهتر بگویم، انسان بهتر است از آن در جهت رشدِ خود استفاده کند.

البته اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، در این مسیر، انسان و تکنولوژی لزوماً با گام‌های برابر به جلو حرکت نمی‌کنند. شاید به ازای هر چند گامی که تکنولوژی به جلو می‌رود، انسان یک گام به جلو برود. انسان همیشه در گام‌ها، از تکنولوژی عقب است. به این معنی که انسان نمی‌تواند بر تمام جوانب تکنولوژی موجود، مسلط شود و همواره قسمت‌ها و بخش‌هایی وجود دارند که انسان از پیامدهای آنها بی‌اطلاع است و ممکن است پس از رخ دادن، از آنها آگاه شود. شاید استفاده‌ی اشتباه از تکنولوژی‌های کامپیوتری، خودرو یا تکنولوژی‌های دیگر، یکی از نمونه‌هایی باشد که انسان دست‌کم از لحاظ فرهنگی بسیار عقب‌تر از تکنولوژی گام بر میدارد. مثلا انسان مدت‌ها پیش با روش‌های گوناگون به سراغ فال و فال‌گیری می‌رفت، حالا اپلیکیشنی نصب می‌کند که با یک اشاره انگشت این کار را انجام می‌دهد! یا استخاره گرفتن، که ظاهراً برخی نرم‌افزارها این کار را انجام می‌دهند. که البته هیچ دلیل‌ متافیزیکی در پشت عملکرد آنها نیست! بلکه تنها کاری که انجام می‌دهند این است که هر بار یک الگوریتم ساده، به طور رندوم، واژه‌ی «بلی» یا «خیر» را انتخاب کرده و به کاربر نمایش می‌دهد.

این که تکنولوژی تا چه اندازه بر انسان مسلط می‌شود، شاید نتوان به طور دقیق آن را پیش بینی کرد. برای نمونه، در حال حاضر تکنولوژی(وقتی می‌گوییم در حال حاضر، دیگر باید به کامپیوترها، الگوریتم‌ها و امثالهم فکر کنیم)، تا حد زیادی جای حافظه‌ی انسان را گرفته است. مثال آن ساده است. این که ما اطلاعات خود را در انواع حافظه‌های موجود نگه‌داری می‌کنیم، اینکه مثلاً برای بازیابی یا کسب اطلاعات درباره‌ یک نوع گیاه، غذا، خودرو یا هر چیز دیگر، به اینترنت مراجعه می‌کنیم، نوعی سپردن وظیفه‌ی نگه‌‌داری اطلاعات به بیرون از بدن است. از این نوع مثال و مثال‌های دیگر که تا چه اندازه تکنولوژی جای برخی اعضای بدنِ انسان (خصوصا مغز) را گرفته، فراوان می‌توان گفت و امیدوارم بتوانم روزی از آنها بنویسم.

و این بیابانِ حرکت انسان و تکنولوژی، بی‌انتهاست.

 

۲۹ بهمن ۹۴ ، ۰۷:۰۰ ۰ دیدگاه موافقین ۰