۴ مطلب با موضوع «طعمِ انگلیسی» ثبت شده است

توضیحاتی درباره‌ی مطالب «طعم انگلیسی»

خواستم توضیح مختصری درباره‌ی مطالبی که با عنوان طعم انگلیسی منتشر می‌کنم، بدهم. تا مطالبی که با این عنوان منتشر می‌شوند، شفاف‌تر باشند و شاید درک و استفاده‌ی بهتری از آنها بشود.

پیش‌کلام:

اگر از اساتید زبان انگلیسی بپرسید، برای یادگیری واژه‌های انگلیسی، قطعاً واژه‌نامه‌های «انگلیسی-انگلیسی» را به «انگلیسی-فارسی» ترجیح می‌دهند. قطعاً یادگیری عمیق‌تر و درست‌تر یک واژه، با مراجعه به واژه‌نامه‌ی انگلیسی-انگلیسی اتفاق می‌افتد. اگرچه این کار در ابتدا سخت و دشوار به نظر می‌رسد و همچنین زمان و انرژی بیشتری را می‌طلبد، اما پس از مدت، دیگر تبدیل به عادت می‌شود و مزایای بیشتری را به همراه می‌آورد.

یکی از مزایای آن این است که چشم‌ها به واژه‌های انگلیسی عادت می‌کنند و ترس مواجه شدن با متون انگلیسی از میان می‌رود. مزیت دیگر آن این است که در حین دیدن معنای یک واژه، ممکن است به واژه‌های تازه‌ای برخورد کنید و آن‌ها را هم یاد بگیرید. بنابراین، یادگیری بهتر زبان انگلیسی، با مراجعه به منابع انگلیسی صورت می‌گیرد.

اصل کلام:

طعم انگلیسی که در اینجا منتشر می‌شود، چیست؟

من تصمیم گرفتم در اینجا به یکی از موضوعات خاص در یادگیری و تسلط بر واژه‌ها، یعنی بررسی تفاوت میان برخی واژه‌ها و اصطلاحات بپردازم.

این کار برای چه انجام می‌شود؟

بسیار دیده‌ می‌شود که دو واژه، ظاهراً معنای کاملاً یکسان دارند، اما در باطن تفاوت‌هایی بین‌ آن‌ها وجود دارد و یا هر کدام از آنها کاربرد خاص خود را دارند.

برای نمونه، به دو واژه‌ی contrast و conflict توجه کنید. ظاهراً معنای هر دو، «تضاد» است. اما آیا تفاوتی بین این دو واژه وجود ندارد؟

تسلط بر واژه‌ها، باعث درک بهتر و عمیق‌تر متونی می‌شود که به زبان انگلیسی مطالعه می‌کنیم. همانطور که در زبان فارسی هم هرچه به واژه‌ها مسلط‌تر باشیم، درک بهتری از متون پیدا می‌کنیم. ضمن اینکه تسلط بالا بر واژه‌ها، در صحبت کردن و نوشتن نیز کمک بسیاری به ما می‌کند.

طعم انگلیسی تا چه اندازه برای من سودمند است؟

مطالب با عنوان  «طعم انگلیسی»، همان‌طور که از نام آن پیداست، فقط دربرگیرنده‌ی طعمِ انگلیسی هستند. بنابراین به آنها به چشم غذای اصلی نگاه نکنید. بلکه به چشم مقدار کمی غذا نگاه کنید که قرار است فقط طعم آن را بچشید و مزه مزه کنید. زیرا همان‌طور که گفتم، تسلط بر انگلیسی، مستلزم مراجعه‌ی مستقیم به منابع انگلیسی است.

بنابراین، ذکر دو نکته مفید است:

1- در اینجا قصد من ارائه‌ی واژه‌نامه نیست.

2- طعم انگلیسی، فقط چشیدن و چشاندن طعم است. خوراک و غذای اصلی نیست.

چرا به زبان فارسی؟

برای شروع به یادگیری تفاوت برخی واژه‌ها، توضیحات را به زبان فارسی ارائه می‌دهم. اما، منابع تمام توضیحاتم را که قطعاً به زبان انگلیسی هستند، قرار می‌دهم تا با مراجعه و خواندن آنها، خواننده درک عمیق‌تری پیدا کند. ضمن اینکه، جدا از توضیحات به زبان فارسی، از مثال‌های متعدد انگلیسی استفاده می‌کنم تا درک بهتری صورت گیرد.

کدام تفاوت‌ها را در اینجا منتشر می‌کنم؟

تفاوت‌های میان برخی واژه‌ها که تا به حال در فضای وب فارسی منتشر نشده‌اند. در واقع، پیش از تدوین هر درس، وب‌سایت‌های فارسی را چک می‌کنم و در صورتی که تا به حال کسی به آن نپرداخته بود، من مسئولیت آن را بر عهده می‌گیرم.

پی‌نوشت)با مراجعه به دسته‌بندی موضوعات در سمت چپ صفحه، می‌توانید به مطالب طعم انگلیسی دسترسی‌ پیدا کنید. به امید اینکه در آینده بتوانم مطالب بیشتری با این عنوان منتشر کنم.

۰۷ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۱۱ ۰ دیدگاه موافقین ۱

طعمِ انگلیسی: تفاوت Copy و Duplicate و Replicate

در مطالبی که پیش‌ از این منتشر کردم، با عنوان تفاوت Login و Log in و تفاوت Log in و Sign in ، با توجه به بازخوردی که دریافت کردم، احساس کردم که کار بی‌هوده‌ای انجام نداده‌ام. بنابراین تصمیم گرفتم مطلب دیگری را ارائه دهم تا باز هم برخی واژه‌های انگلیسی را بررسی کنیم و با تفاوت برخی از اصطلاحات و واژه‌ها که معنای نزدیک به هم دارند و ممکن است با یکدیگر اشتباه گرفته شوند، بیشتر آشنا شویم. مطالب با موضوع واژه‌های انگلیسی را از این به بعد با عنوان «طعمِ انگلیسی» منتشر می‌کنم تا نسبت به سایر مطالب، قابل تمییز باشد.

در این‌جا می‌خواهیم سه واژه‌ی Copy و Duplicate و Replicate را بررسی کنیم تا با معنا و کاربرد هر یک بیشتر آشنا شویم.

Copy

واژه‌ی کپی، معمولاً به معنای «بازتولید» (reproduction) به کار برده می‌شود. این به آن معناست که کپی، یک نتیجه‌ی بازتولید شده از نسخه‌ی اصلی است. همچنین، بهتر است این را به یاد داشته باشید که ما می‌توانیم یک کپی را، از یک کپی دیگر (و نه لزوماً از نسخه‌ی اصلی) نیز ایجاد کنیم.

به دو مثال زیر توجه کنید:

1. Robert asked his assistant to copy the letter in a separate sheet of paper.

رابرت از دستیارش درخواست کرد تا نامه را در یک صفحه‌ از کاغذِ دیگر، کپی کند.

2. Francis copied the notes in his diary.

فرانسیس، نوشته‌ها را در دفتر خاطراتش کپی کرد.

در هر دو جمله‌ی بالا، واژه‌ی کپی در معنای «بازتولید» به کار برده شده. به آن معنی که یک نسخه‌ی دیگر به جز نسخه‌ی اصلی ایجاد شود. در نتیجه، دو جمله‌ی بالا را می‌توانیم به صورت زیر بازنویسی کنیم:

1. Robert asked his assistant to reproduce the letter in a separate sheet of paper.

2. rancis reproduced the notes in his diary.

مفهوم دو جمله‌ی بالا همان مفهوم کپی کردن را می‌رساند.

در رابطه با نحوه‌ی ایجاد کپی‌ها، شخص می‌تواند کپی‌ها را هم از روی سند اصلی (اورجینال) و هم از روی کپی‌های دیگر، ایجاد کند. برای نمونه، به نامه در مثال اول توجه کنید. رابرت برای ایجاد یک کپی، درخواست کرده است. این کپی، ممکن است از نامه‌ی اصلی ایجاد شود. اما بعداً، زمانی که نامه‌ی اصلی ارسال شد، رابرت به یک کپی دیگر از همان نامه احتیاج پیدا می‌کند. او پیش از این، یک کپی از همان نامه را دارد. و حالا گرچه به اصل نامه دیگر دسترسی ندارد، اما برای ایجاد یک کپی دیگر از نامه، مشکلی وجود ندارد.

همچنین، یک کپی، لزوماً ظاهری دقیقاً مشابه با اصل ندارد. برای نمونه، فرض کنید در روزنامه، یک قطعه شعر وجود دارد که شما آن را دوست دارید. بنابراین تصمیم می‌گیرید یک کپی از آن تهیه کنید (تا بعداً آن را در فیسبوک یا اینستاگرام خود منتشر کنیدwink). بنابراین یک خودکار و یک تکه کاغذ کافی است تا شما آن را برای خود یادداشت نمایید. این یک کپی است. اگر چه ظاهرش ممکن است دقیقاً شبیه نوشته‌ی اصلی نباشد.

ذکر این نکته مفید است که واژه‌ی کپی در هر دو حالت اسم (noun) و فعل (verb) استفاده می‌شود.

در نهایت این را نیز ذکر می‌کنیم که، واژه‌ی کپی عمدتاً با اسناد، نقاشی، و غیره به کار می‌رود.

Duplicate

واژه‌ی Duplicate معمولاً در معنای «یک کپیِ یکسان» (an identical copy) به کار می‌رود. برای نمونه، هنگام ایجاد یک فاکتور دستی، معمولاً رایج است که از کاغذ کربنی (کاغذ کاربن) برای ایجاد یک کپی دیگر از فاکتور، استفاده می‌شود که به آن Duplicate می‌گویند.

حال به دو مثال زیر توجه کنید:

1. He duplicated the key.

او کلید را کپی کرد.

2. Angela considered her friend as a duplicate of her sister.

آنجلا دوست خود را بسیار شبیه به خواهرش یافت. (گویی یک کپی از خواهرش است!)

در هر دو جمله، واژه‌ی Duplicate، به معنای یک کپی برابر (یکسان) استفاده شده است. در نتیجه می‌توانیم دو جمله‌ی بالا را این گونه بازنویسی کنیم:

1. he made an identical copy of the key.

2. Angela considered her friend as an identical copy of her sister.

شما باید به یاد داشته باشید که واژه‌ی Duplicate، عمدتاً به صورت اسم، و گاهی اوقات به صورت فعل استفاده می‌شود.

بر خلاف آنچه در مورد واژه‌ی Copy ذکر کردیم، معمولاً برای ایجاد یک Duplicate، شما به نسخه‌ی اصلی نیاز دارید. به این دلیل که Duplicate، یک کپیِ یکسان، یا یک بازتولیدِ دقیق از نسخه‌ی اصلی است.

برای نمونه، به کلید فکر کنید. فرض کنید شما به کلید دیگری از یک کلید نیاز دارید. بنابراین، یک کلید دیگر که دقیقاً مشابه با کلید اصلی است، ایجاد می‌کنید. آن کلید، به عنوان duplicate key شناخته می‌شود. یعنی یک کلیدِ دقیقاً بازتولید شده از کلید اصلی. نه یک کپی.

این به آن دلیل است که Duplicate، یک کپی کاملاً یکسان در ظاهر است که مانند نسخه‌ی اصلی عمل می‌کند.

حال به برخی تفاوت‌های Duplicate و Copy می‌پردازیم.

در معنی

  • Copy به معنای باز تولید است. (Reproduction)
  • Duplicate به معنای یک کپیِ یکسان است. (an identical copy)

در کاربرد

  • واژه‌ی Copy، اغلب در رابطه با اسنادِ نوشتاری، نقاشی (ترسیمی) و مانند آن به کار می‌رود.
  • واژه‌ی Duplicate، عمدتاً در رابطه با اشیاء به کار می‌رود.

نقش در سخن

  • واژه‌ی Copy، معمولاً هم به صورت اسم و هم به صورت فعل کاربرد دارد.
  • واژه‌ی Duplicate، عمدتاً به صورت اسم به کار برده می‌شود و خیلی گاه به گاه به صورت فعل استفاده می‌شود.

ایجاد

  • شما می‌توانید یک Copy از چیزی را، هم با استفاده از اصلِ آن، و هم با استفاده از کپی‌های دیگر ایجاد کنید.
  • برای ایجادِ یک Duplicate از چیزی، شما معمولاً به اصل آن احتیاج دارید.

در ظاهر

  • یک کپی، لزوماً نیاز نیست از لحاظ ظاهری با اصلِ آن دقیقاً شباهت داشته باشد.
  • یک Duplicate، با اصل خود دقیقاً مشابه است.

Replicate

در فرهنگ لغت، چنین تعاریفی از این واژه ارائه شده است:

  • دوباره ایجاد کردن یا انجام دادن چیزی، دقیقاً به همان روش.
  • کپی کردن یا تکرار کردن چیزی.
  • در زیست‌شناسی: replicate کردنِ یک ارگانیسم، سلول، یا DNA، به معنای تولید یک کپیِ دقیق از آن است.

بنابراین، در واقع مفهوم آن به واژه‌های Copy و Duplicate نزدیک است. اما عموماً، این واژه در زیست‌شناسی و اخیراً در حوزه کامپیوتر به کار می‌رود.

به مثال زیر توجه کنید:

Computer viruses replicate themselves and are passed along from user to user.

ویروس‌های کامپیوتری خودشان را تکثیر می‌کنند و از کاربری به کاربر دیگر انتقال می‌یابند.

شما نیز می‌توانید در فرهنگ‌های لغت، مثال‌های بیشتری را یافته و مطالعه کنید تا به تفاوت‌های میان این واژه‌ها بیشتر پی ببرید.

منابع:

1. www.differencebetween.com

2. www.differencebetween.com

3. dictionary.cambridge.org

پی نوشت یک) امیدوارم توانسته باشم این مطلب را به صورت واضح و گویا ارائه دهم. اگر در جایی، ایراد، اشکال، کم و کاستی وجود دارد، ممنون می‌شوم آن را تذکر بدهید.

پی نوشت دو) در حوزه‌ی مرتبط با کامپیوتر، تفاوتی میان CD Duplication و CD Replication وجود دارد که به دلیل طولانی شدن مطلب، و کمی تخصصی بودن، نیاز دیدم تا در مطلب جدیدی توضیح داده شود. امیدوارم در آینده فرصتی فراهم شود تا بتوانم آن را نیز ارائه دهم.

۲۳ خرداد ۹۵ ، ۱۱:۰۰ ۱ دیدگاه موافقین ۰

طعمِ انگلیسی: تفاوت log in و sign in

شاید در کل افرادِ بیش از حد حساس یا کنجکاو به دنبال تفاوت این دو واژه باشند. اما به هر حال، یک سوال است و سوال خوبی است.

شاید بد نباشد پیش از خواندن این مطلب، نگاهی به مطلب تفاوت Login و Log in بیندازید.

اما در این مطلب قصد دارم به تفاوت دو فعلِ log in و sign in بپردازم و ببینیم آیا اصلاً تفاوتی وجود دارد؟ یا اینکه انتخاب آنها از سوی صاحبان شبکه‌های اجتماعی، وب‌سایت‌ها و نرم‌افزارها برای کاربرد، تنها بر پایه‌ی سلیقه صورت می‌گیرد.

البته در زبان فارسی تفاوت این دو خیلی مهم نیست؛ زیرا معمولاً ما به جای هر دو می‌گوییم «ورود»!

اما تا جایی که من به دنبال پاسخ این سوال گشتم و از افرادی نیز پرس و جو کردم، ظاهراً در دنیای دیجیتال قرارداد رسمی و جدی‌ای درباره تفاوت این دو فعل به لحاظ فنی وجود ندارد. اما شاید بد نباشد نگاهی به دو فرهنگ واژگان لانگمن و کمبریج بیندازیم و ببینیم در این باره چه می‌گویند.

فرهنگ واژگان Longman دو فعلِ Sign in و Log in را اینطور تعریف می‌کند:

sign in
 
to write your name on a form, in book etc when you enter a place such as a hotel, office, or club.
 
log in/on
 
to do the necessary action on a computer system that will allow you to begin using it
 
:فرهنگ واژگان کمبریج نیز این دو فعل را اینطور تعریف می‌کند
sign in
 
to write ​your ​name on a ​form when ​entering or ​leaving a ​place
 
log in
 
to ​start using a ​computer ​system or ​program by giving a ​password (= a ​secret word by which the ​system ​recognizes an ​approved user

اگر با من موافق باشید، با توجه به تعریف دو فرهنگ لغت، هنگام کاربرد در موضوعاتِ مربوط به کامپیوتر و دنیای دیجیتال، وزنه‌ی log in سنگین‌تر است. هر دو فعل معنایی معادل با وارد شدن به جایی یا چیزی دارند. اما ظاهرا sign in معنایی عمومی‌تر (ورود به هر جایی) و log in معنایی اختصاصی‌تر (ورود به سیستم کامپیوتری) دارد. 

اما این نمی‌تواند توجیه مناسبی باشد که برای ورود به هر سیستمِ مرتبط با تکنولوژی دیجیتال، باید از log in استفاده کرد و در غیر این صورت از sign in. شاید انتخاب یکی از این دو، کمی سلیقه‌ای باشد.

اما در یکی از انجمن‌های وب، شخصی ادعا کرده که این دو فعل کاربرد متفاوتی در سیستم‌های دیجیتال دارد. او می‌گوید: (خلاصه‌ی حرف‌های او را در زیر می‌خوانید)
 
در واقع وقتی شما وارد سیستمی می‌شوید، از نگاه سیستم Log in اتفاق افتاده. اما از نگاه کاربر، Sign in اتفاق افتاده است. اگر نرم‌افزار یا پورتال مدیریت محتوایی از Log in استفاده کند، به این معنی است که هر بار که کاربر در سیستم ورود و خروج می‌کند، تمام لاگ‌ها نگه‌داری می‌شوند. بنابراین اگر شما [طبق سیاست سیستم‌تان] تمامی رکوردها را سفت و سخت نگه‌داری می‌کنید، از Log in استفاده کنید (در جاهایی مانند پورتال بانکی یاWordPress) ولی اگر نگه‌داری لاگ‌ها خیلی مهم نیست (مانند اشتراک برای خبرنامه یا امثال آن)، می‌توانید از Sign in استفاده کنید.
 
البته از آنجایی که صحبت‌های او نیز تنها یک ادعا است، نمی‌توان به آن استناد کرد. اما به هر حال دانستن آن شاید بد نباشد.
 
نتیجه‌گیری
 
بنا به برداشتِ من، می‌توان به تعریفی که دو فرهنگ واژکانِ مذکور کرده‌اند، اتکا کرد. اما در کاربرد آنها در سرویس‌های دیجیتال خیلی نباید حساس بود. زیرا -دست‌کم با اطلاعات موجود- واقعا هم دلیل مهمی وجود ندارد. مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.
۱۸ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۵۵ ۰ دیدگاه موافقین ۰

طعمِ انگلیسی: تفاوت Login و Log in

احتمالاً بارها در ورود به شبکه‌های اجتماعی یا ورود به وب‌سایت‌های مختلف، واژه‌های Login و Log in را دیده‌اید. شاید بد نباشد کمی از تفاوت آنها با یکدیگر، بدانیم. از سویی دیگر، این مطلب، مقدمه‌ای است برای نوشتن مطلب بعدی که به فاصله‌ی کمی آن را قرار خواهم داد.

در فرهنگ واژگان Cambridge، برای واژه login  دو تعریف آورده شده است: 

1- a ​name that you ​enter in ​order to be ​able to use a ​computer ​system
 
2- a ​place on a ​screen that you ​click (= ​press) in ​order to ​start using a ​computer ​system
 
اگر بخواهیم به فارسی بیان کنیم تقریباً چنین چیزی است:
۱- نامی [مانند username و password] که به منظور استفاده از یک سیستم کامپیوتری وارد می‌کنید.
۲- با کمی اغماض، صفحه‌ای که به منظور ورود به سیستم، در مقابل کاربر قرار دارد.
البته در برخی جاها login و logon معادل هم استفاده می‌شوند و تفاوت‌های جزئی هم میان آن دو وجود دارد. اما login کاربرد بیشتری دارد.
همینطور در فرهنگ لغت Cambridge، واژه log in یا log on (تفاوتی قائل نشده) اینگونه بیان شده است:
 
to ​connect to a ​computer ​system by putting in a particular set of ​letters or ​numbers.
 
معادل فارسیِ آن که البته واضح است:
کانکت شدن (متصل شدن) به یک سیستم کامپیوتری با وارد کردن مجموعه‌ای از حروف و اعداد.
برخی میان log in و log on تمایز قائل می‌شوند که البته در محدوده‌ اصطلاحات فنی نیست. اما اگر خیلی کنجکاوید، ‌می‌توانید نگاهی به اینجا بیندازید.
 
اما تفاوت login و log in چیست؟
 
login اسم و گاهی صفت است و در همین جایگاه به کار می‌رود. برای نمونه: User login page
log in فعل است و در جایگاه فعل کاربرد دارد. برای نمونه: Log in to Facebook
 
جمع بندیِ
 
اگر بخواهم مثالی بزنم، در واقع صفحه‌ای که کاربر در آن اطلاعات کاربری (username و password) را وارد می‌کند، صفحه‌ی login نام دارد. پس از وارد کردن اطلاعات، کاربر روی گزینه‌ی log in کلیک می‌کند تا اطلاعاتِ وارد شده احراز هویت (authentication) شوند و در صورت صحت، او با موفقیت وارد سیستم می‌شود.
اگر بخواهیم یک مثال کاربردی برای درک بیشتر بزنیم، می‌توان این جمله را بیان کرد:
 
you log in to twitter using your login information.
 
پی نوشت: این خلاصه‌ای از تفاوت میان Login و Log in بود که امیدوارم مفید بوده باشد. یک بنده خدایی هم در این سایت کلی توضیح داده که login فعل نیست. شاید به دلیل اینکه در سال‌های گذشته برخی افراد -و اتفاقاً از بین انگلیسی زبان‌ها هم- این دو واژه را در جای غلط به کار می‌بردند یا می‌برند. شاید بد نباشد نگاهی هم به آن بیندازید: http://loginisnotaverb.com
۱۷ اسفند ۹۴ ، ۱۶:۰۰ ۰ دیدگاه موافقین ۰