پیش کلام یک: 

همانطور که احتمالاً می‌دانید و در جریان بوده‌اید، 24 آبان ماه پدیده‌ی ابرماه یا Super Moon اتفاق افتاد که به موجب آن، قمر زمین یعنی ماه، از چشم ناظر زمینی، بزرگتر و روشن‌تر از حالت عادی دیده شد.

پیش کلام دو: 

توضیحی بسیار کوتاه در باره‌ی پدیده ابرماه می‌نویسم تا چند پاراگرافی که در این باره خوانده‌ام، هم در ذهنم یاد‌آوری شود و هم مقدمه‌ای برای ادامه‌ی نوشته و عکس باشد.

بنابراین اگر علاقه‌ای به این بحث ندارید، از خواندن پیش کلام دو بگذرید و ادامه نوشته را بخوانید. بدیهی است که نوشتن این چند خط، برای من به منزله‌ی درس پس دادن است.

به گفته منجمان، پدیده‌‌ی ابرماه پدیده‌ای غیر عادی نیست. اما جذابیت ابرماهی که در تاریخ 24 آبان رخ داد، به آن علت بود که پس از حدود 70 سال این اتفاق می‌افتاد.

پیش از هر چیز، این را می‌دانیم که کره ماه بر روی یک مدار بیضی شکل به دور زمین می‌چرخد. وقتی مدار بیضی شکل است، ماه در یک زمان باید بیشترین فاصله را نسبت به زمین داشته باشد (که به آن اوج مداری گویند) و در یک زمان دیگر باید کمترین فاصله را نسبت به زمین داشته باشد (که به آن حضیض گویند). در زمان‌هایی جز این دو نیز، ماه فاصله‌های متفاوتی با زمین دارد.

این را هم می‌دانیم که ماه وقتی به صورت قرص کامل از منظر زمین رویت شود، به آن ماه بدر یا ماه شب چهارده می‌گویند که در این حالت، زمین، میان ماه و خورشید قرار می‌گیرد.

اگر زمان قرار گرفتن ماه در نزدیک‌ترین فاصله نسبت به زمین(حضیض)، تقریباً هم ‌زمان با قرار گرفتن ماه در وضعیت بدر (ماه کامل) باشد، ابر ماه یا سوپرمون اتفاق می‌افتد.

بنابراین در پدیده‌ی ابرماه، علاوه بر اینکه ماه در حالت بدر قرار می‌گیرد، در حالت حضیض نیز قرار می‌گیرد و هرچه اختلاف زمانی قرار گرفتن ماه در دو وضعیت حضیض و بدر، کمتر باشد، ماه بزرگتر و روشن‌تر دیده می‌شود. در تاریخ 24 آبان، این اختلاف زمانی، تقریباً 2 ساعت بود که در حدود 70 سال گذشته بی سابقه بوده و موجب می‌شد که ماه، به گفته منجمان 14 درصد بزرگتر و 30 درصد روشن‌تر از زمان‌های دیگر به نظر برسد.

اصل کلام:

من معمولاً علاقه‌ای ندارم در باره مطالب و موضوعاتی که در یک بازه‌ی زمانی مُد می‌شود یا تب و تاب بالایی دارد بنویسم.

مُد که می‌گویم، منظورم تنها لباس و پوشاک نیست. منظورم هر آنچه است که در یک بازه‌ی زمانی خاص، در میان قاطبه‌ی مردم رایج می‌شود. حالا می‌تواند لباس باشد، یا یک رفتار خاص، مانند چالش مانکن یا عکس سیاه و سفید، یا می‌تواند یک موضوع خاص باشد.

ابرماه هم از موضوعاتی بود که در روزهای خودش تب بالایی داشت و همه جا می‌نوشتند و می‌گفتند و عکس منتشر می‌کردند. مانند بسیاری از موضوعات مشابه دیگر.

به نظر من، صرفاً این که چون ماه نسبت به مواقع دیگر 14 درصد بزرگتر و 30 درصد روشن‌تر است، پس بدویم و برویم ماه را نگاه کنیم، بسیار مسخره و خنده‌دار است.

کسی که هیچ وقت ماه را تماشا نکرده و علاقه‌ای هم نداشته که تماشا کند و تا به حال حتی 60 ثانیه هم در نقطه‌ای نایستاده و با دقت به ماه توجه نکرده، اگر ماه 14 درصد که هیچ، 50 درصد هم بزرگتر دیده شود، برای او جذابیتی ندارد و حتی ممکن است اگر دیگران نگویند، او متوجه هم نشود که ماه 50 درصد بزرگتر شده.

حال اگر موضوعِ بزرگتر دیده شدنِ ماه، به یک تب و تاب در جامعه تبدیل شود، و همه بگویند ماه قرار است 14 درصد یا n درصد بزرگتر دیده شود، شاید آن شخص هم با هیجان به دیدن ماه برود. اما علت تماشای ماه از سوی او، بزرگتر دیده شدن ماه نیست، بلکه به علت جو حاکم بر جامعه و تب حاکم در میان مردم است که شخص را اسیر خود کرده و او را نیز هم سوار و هم قطار با آن تب می‌کند.

حال این خوب است یا بد؟ نمی‌دانم. قصدم قضاوت ارزشی نیست.

اما احتمالاً آن شخص از تماشای ماه لذتی نخواهد برد و احتمالاً به اندازه‌ی کسی که همواره ماه را تماشا می‌کرده و حالا دوست دارد ابرماه را تماشا کند، برای او جذابیت نخواهد داشت.

آن شخص ابرماه را نگاه می‌کند، چون سایر مردم هم ابرماه را نگاه می‌کنند.

اما شخصی که همواره ماه را تماشا می‌کرده و لذت می‌برده، ابرماه را نگاه می‌کند، چون می‌خواهد ببیند اگر ماه 14 درصد بزرگتر شود چگونه می‌شود و این برای او جذابیت دارد.

امروز عکسی دیدم که عکاس آن را از یک ابرماه گرفته. فکر کردم حالا که تب و تاب آن خوابیده و موضوع آن در جامعه بولد نیست، بتوانم چند خطی در باره آن بنویسم و عکس را منتشر کنم.

در این صورت، هم‌سوار و هم‌قطار با جوی که معلوم نیست من را به کجا خواهد برد، نخواهم شد.

فکر می‌کنم امروز، بهتر بتوان نشست و از تماشای این عکس لذت برد. 

عکاس: Aaron J. Groen

پی‌نوشت) اگر دوست ندارید عکس را با آن لوگوی بالا سمت چپ ببینید (که برای کپی رایت آن را حذف نکردم)، در سایت منبع آن را تماشا کنید.