۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پراکنده‌ها» ثبت شده است

ساختمان پلاسکو فرو ریخت

فروریختن ساختمان پلاسکو حادثه‌ی بسیار تلخ و غم‌انگیزی است که در قالب واژه‌هایی که می‌شناسم به آسانی نمی‌توان از آن سخن گفت.

قطعاً بیشترین غم و اندوه برای آتش‌نشان‌هایی است که از میان گذشتن از جان خود و جان دیگران، اولی را انتخاب کردند. 

آنها در یک آزمونِ یک سوالیِ دو گزینه‌ای، گزینه‌ای را انتخاب کردند که قطعاً بسیاری از آزمون دهندگانِ دیگر، توان انتخاب آن را ندارند. 

حتی برخی از آزمون دهندگان، در این مواقع ترجیح می‌دهند گزینه‌های دیگری را به این سوال اضافه کنند. برخی گزینه‌ی ایستادن و سلفی گرفتن، برخی گزینه‌ی ایستادن و فیلم گرفتن و برخی هم گزینه‌ی شایعه پراکنی در شبکه‌های اجتماعی.

متاسفانه در شهر تهران آنقدر انبارها و ساختمان‌های مشابه وجود دارد که اگر بخواهیم حرف‌های قشنگ و زیبا بزنیم، باید بگوییم امیدواریم دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم. اما اگر بخواهیم کمی واقع‌بینانه سخن بگوییم، سخت است آن تعداد ساختمان‌ها و انبارهای قدیمی را نادیده گرفت و ساختمان پلاسکو را آخرین قربانی کم‌کاری‌ها و سهل‌انگاری‌ها دانست.

نکته‌ای از ابتدای شنیدن خبر در ذهنم می‌گردد و حتی می‌توان به عنوان سوال آن را مطرح کرد. 

طبق گفته‌ی مسئولین، بارها هشدارهای متعددی مبنی بر ایمن نبودن این ساختمان از سوی سازمان‌های مختلف صادر شده است. هشدارهایی که به هر دلیلی آن را نادیده گرفته‌اند. که البته جز سهل‌انگاری و بی‌مسئولیتی دلیل دیگری به ذهن من نمی‌رسد.

تمام هشدارها نادیده گرفته می‌شود، و در نهایت فاجعه‌ای به بار می‌آید و همان کسانی که بارها هشدار داده‌ بودند، مانند آتش‌نشان‌ها، این بار نه برای هشدار، بلکه برای دادنِ جان خود وارد عمل می‌شوند.

 

پیش از طرح سوال، دو سناریو را مطرح می‌کنم:

سناریوی یک:

فرض کنید سازمان آتش‌نشانی پس از دادن هشدارهای متعدد، اعلام می‌کرد که اگر آنها را جدی نگیرید و عمل نکنید، ما در قبال بروز هرگونه حادثه‌ای در این ساختمان، هیچ مسئولیتی را نمی‌پذیریم و همان کسانی که هشدارها را جدی نگرفتند باید مسئولیت هر حادثه‌ای را بر عهده بگیرند.

در زمان بروز حادثه نیز در محل حضور نمی‌یافت و اقدامی نمی‌کرد.

سناریوی دو:

سازمان آتش‌نشانی هشدارهای متعددی را می‌دهد، مسئولین و مدیران ساختمان آن را نادیده می‌گیرند، و حادثه‌ای ایجاد می‌شود. حال، آتش‌نشانی که وظیفه و رسالت خود را نجات جان انسان‌ها می‌داند، وارد صحنه می‌شود و جان خود را برای نجات جان عده‌ای دیگر فدا می‌کند.

در نگاه من، این حرکت و عمل آتش‌نشان‌ها، مصداق واقعی مظلومیت، و نادیده‌گرفتن آن همه هشدار توسط افراد مربوطه، مصداق واقعی ظلم در حق آتش‌نشان‌ها است. 

بنابراین دست‌کم در نگاه من، در این سناریو، ظالم و مظلوم به آسانی قابل تشخیص است.

پایان سناریوی دوم.

در سناریوی اول، شاید رفتار آتش‌نشان‌ها از نگاه عده‌ای، انسان‌دوستانه نباشد و بگویند به هر حال حادثه‌ای رخ داده و آتش‌نشانی بهتر است برای نجات جان هم‌نوعان خود تلاش کند.

در سناریوی دوم، قطعاً رفتار مدیران و مسئولین و دست‌ اندرکاران، مصداق واقعی ظلم است. چرا که آتش‌نشان‌ها قربانی همان حادثه‌ای می‌شوند که بارها آن را هشدار داده بودند و عده‌ای دیگر آن را نادیده گرفته بودند. پس این اتفاق نیز قطعاً انسان‌دوستانه نیست.

حال، به این سوالات سخت و مهم، کمی فکر کنیم:

  • کدام سناریو بهتر است؟
  • در ته دلمان، کدام سناریو را می‌پسندیم؟
  • کدام سناریو، منصفانه‌تر است؟
۰۱ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۱۳ ۰ دیدگاه موافقین ۱

گزارش تغییرات وبلاگ

مدتی بود به دنبال فرصتی برای عوض کردن قالب وبلاگ بودم. قالب قبلی یه نقصان داشت. و اون این بود که واکنش‌گرا (responsive) نبود. در نتیجه چه در موبایل، چه تبلت و چه کامپیوترهای رومیزی به یک شکل نمایش داده می‌شد. بنابراین کسی که برای نمونه از طریق لپ‌تاپ وبلاگ رو میدید، شاید مشکلی نداشت. اما در اسمارت‌فونی با صفحه‌ نمایش ۴ اینچی، ظاهر جالبی نداشت. نه به لحاظ زیبایی. که البته اون هم – به قول دوستان UX ای – مهمه. بلکه بیشتر به لحاظ سختی در خواندن.

مزیت قالب‌های واکنش‌گرا یا ریسپانسیو اینه که در هر وسیله، متناسب با اندازه‌ی صفحه‌ نمایش اون وسیله – به ویژه عرض صفحه – به نمایش در میان. در نتیجه در اسمارت‌فون‌ها که صفحه‌ نمایش کوچکتری نسبت به لپ‌تاپ‌ دارند، برخی از جزئیات ظاهری وب‌سایت حذف میشه یا به شکل دیگری نمایش داده میشه تا ظاهر مطلوب‌تری به کاربر نشون داده بشه. یا به قول گوگل، ظاهر فرندلی‌تری (friendly) داشته باشه. کسانی که در زمینه سئو فعالیت می‌کنن می‌دونن که گوگل در آپریل 2015 الگوریتم Mobilegeddon رو آپدیت کرد که تاثیر اصلی این آپدیت، اولویت دادن در نتایج جستجو به وب‌سایت‌هایی هست که بر روی اسمارت‌فون‌ها به خوبی نمایش داده می‌شن.

یه تغییر دیگری هم که انجام شد، تغییر نام وبلاگ بود. از خودمانی، به خودِمَنی. زمانی که در حال خریدن دامین بودم، با عنوانی که در ذهنم بود، یعنی خودمانی، خریدم. اما چند روز بعد، «خودِمَنی» به ذهنم رسید و احساس کردم خیلی به چیزی که می‌خواستم نزدیک‌تره و دوست‌تَرِش دارم.

۰۹ شهریور ۹۵ ، ۰۹:۳۸ ۰ دیدگاه موافقین ۱